تبلیغات
شهید مطهر - امتیاز كلمات امیر المؤمنین على (ع) بر سایر كلمات
تاریخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 | 07:50 ق.ظ | نویسنده : مستور
دو امتیاز
كلمات امیرالمومنین (ع) از قدیم ترین ایام با دو امتیاز همراه بوده است و با این دو امتیاز شناخته مى شده است : یكى فصاحت و بلاغت , و دیگر چند جانبه بودن و به اصطلاح امروز چند بعدى بودن . هر یك از این دو امتیاز به تنهایى كافى است كه به كلمات على (ع) ارزش فراوان بدهد , ولى توام شدن این دو با یكدیگر یعنى اینكه سخنى در مسیرها و میدانهاى مختلف و احیانا متضاد رفته و در عین حال كمال فصاحت و بلاغت خود را در همه آنها حفظ كرده باشد , سخن على (ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن على در حد وسط كلام مخلوق و كلام خالق قرار گرفته است و درباره اش گفته اند : ((فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق)) !

زیبایى
این امتیاز نهج البلاغه براى فردى كه سخن شناس باشد و زیبایى سخن را درك كند نیاز به توضیح و توصیف ندارد , اساسا زیبایى درك كردنى است نه وصف كردنى . نهج البلاغه پس از نزدیك چهارده قرن براى شنونده امروز همان لطف و حلاوت و گیرندگى و جذابیت را دارد كه براى مردم آنروز داشته است , ما نمى خواهیم در مقام اثبات این مطلب برآئیم , به تناسب بحث و گفتگویى درباره تاثیر و نفوذ سخن على در دلها و در برانگیختن اعجابها كه از زمان خود آنحضرت تا امروز با این همه تحولات و تغییراتى كه در فكرها و ذوقها پیدا شده , ادامه دارد , انجام مى دهیم و از زمان خود آنحضرت آغاز مى كنیم :



یاران على (ع) خصوصا آنان كه از سخنورى بهره اى داشتند شیفته سخنانش بودند , ابن عباس یكى از آنهاست . ابن عباس آنچنانكه (( جاحظ )) در (( البیان و التبیین )) نقل مى كند خود خطیبى زبردست بوده است (1) .

وى اشتیاق خود را به شنیدن سخنان على (ع) و لذت بردن خویش را از سخنان نغز آن حضرت كتمان نمى كرده است , چنان كه هنگامى كه على (ع) خطبه معروف شقشقیه را انشاء فرمود ابن عباس حضور داشت , در این بین , مردى از اهل سواد كوفه نامه اى كه مشتمل بر مسائلى بود به دست آن حضرت داد و سخن قطع شد . على علیه السلام پس از قرائت آن نامه با آنكه ابن عباس تقاضا كرد سخن را ادامه دهد ادامه نداد , ابن عباس گفت هرگز در عمر خود از سخنى متاسف نشدم آنچنانكه بر قطع این سخن متاسف شدم .

ابن عباس در مورد یكى از نامه هاى كوتاه على كه به عنوان خودش صادر شده مى گوید : (( بعد از سخن پیامبر اكرم (ص) از هیچ سخنى به اندازه این سخن سود نبردم )) (2) .

معاویه بن ابى سفیان كه سرسخت ترین دشمنان وى بود به زیبایى و فصاحت خارق العاده سخن او معترف بود .محقن بن ابى محقن به على (ع) پشت مى كند و به معاویه رو مى آورد و براى این كه دل معاویه را كه از كینه على (ع) مى جوشد خرسند سازد گفت : از نزد بى زبانترین مردم به نزد تو آمدم .

آنچنان این چاپلوسى مشمئز كننده بود كه خود معاویه او را ادب كرد . گفت : واى بر تو ! على بى زبانترین افراد است ؟ ! قریش پیش از على از فصاحت آگاهى نداشت , على به قریش درس فصاحت آموخت .

تاثیر و نفوذ

آنان كه پاى منبر او مى نشستند سخت تحت تاثیر قرار مى گرفتند , مواعظ وى دلها را مى لرزانید و اشكها را جارى مى ساخت , هنوز هم كدام دل است كه خطبه هاى موعظه اى على (ع) را بخواند و یا گوش كند و بلرزه در نیاید , سید رضى پس از نقل خطبه معروف (( الغراء )) (3) مى گوید : وقتى كه على (ع) این خطابه را القا كرد بدنها لرزید , اشكها جارى شد , دلها به طپش افتاد ! همام بن شریح از یاران وى است , دلى از عشق خدا سرشار و روحى از آتش معنى شعله ور داشت , با اصرار و ابرام , از على علیه السلام مى خواهد سیماى كاملى از پارسایان ترسیم كند على از طرفى نمى خواهد جواب یاس بدهد و از طرفى مى ترسد همام تاب شنیدن نداشته باشد لذا با چند جمله مختصر سخن را كوتاه مى كند , اما همام راضى نمى شود بلكه آتش شوقش تیزتر مى گردد , بیشتر اصرار مى كند و او را سوگند مى دهد . على شروع به سخن كرد , در حدود 5 . 1 صفت (4) در این ترسیم گنجانیده و هنوز ادامه داشت اما هر چه سخن على ادامه مى یافت و اوج مى گرفت ضربان قلب همام بیشتر مى شد و روح متلاطمش متلاطمتر مى گشت و مانند مرغ محبوسى مى خواست قفس تن را بشكند , ناگهان فریاد هولناكى جمع شنوندگان را متوجه خود كرد , فریاد كننده كسى جز همام نبود , وقتى كه بر بالینش رسیدند قالب تهى كرده و جان به جان آفرین تسلیم كرده بود .

على فرمود : (( من از همین مى ترسیدم , عجب ! مواعظ بلیغ با دلهاى مستعد چنین مى كند ؟ ! )) این بود عكس العمل معاصران على در برابر سخنانش .


پی نوشت:
سیرى در نهج البلاغه ( صفحه : 7-10)
1 - جلد اول صفحه 230 .
2 - نهج البلاغه , بخش نامه ها , شماره 22 .
3 - خطبه 81 .
4 - به حسب آنچه من شخصا شمرده ام , اگر در عدد اشتباه نكرده باشم .



طبقه بندی: سیری در نهج‌ البلاغه،
برچسب ها: شهید مطهری، كلمات امیرالمومنین (ع)، نهج البلاغه،