تبلیغات
شهید مطهر - ارزش مطالعه آثار طبیعت براى خداشناسى از نظر قرآن
تاریخ : سه شنبه 13 خرداد 1393 | 08:42 ب.ظ | نویسنده : مستور
خلاصه اینكه سخن در این نیست كه آیا بشر قادر است پا از تعلیمات اولیاء وحى فراتر بگذارد یا نه ؟ معاذ الله فراترى وجود ندارد , آنچه بوسیله وحى و خاندان وحى رسیده است آخرین حد صعود و كمال معارف الهى است , سخن در استعداد عقل و اندیشه بشرى است كه مى تواند با ارائه اصول و مبادى این مسائل , سیر علمى و عقلى بكند یا نه ؟ (رجوع شود به مقدمه جلد پنجم اصول فلسفه و روش رئالیسم) .

اما مساله دعوت قرآن به تحقیق و مطالعه در طبیعت و وسیله بودن طبیعت براى شناختن خدا و ماوراء طبیعت . در اینكه توجه دادن فكر بشر به طبیعت و پدیده هاى خلقت به عنوان آیات معرفت الهى یكى از اصول اساسى تعلیمات قرآن است و قرآن اصرار و ابرام فوق العاده دارد كه مردم , زمین و آسمان و گیاه و حیوان و انسان را كاوش كنند و مورد جستجوى علمى قرار دهند جاى سخن نیست , و در اینكه مسلمین در این راه آنطور كه شایسته بود گام برنداشتند باز جاى شك نیست . شاید علت اصلى این كندى همان فلسفه یونان بود كه قیاسى و تعقلى محض بود و حتى در طبیعیات هم از این روش استفاده مى كرد , البته همانطور كه تاریخ علوم گواهى مى دهد دانشمندان اسلامى روش تجربى را مانند یونانیان بكلى به دور نیفكندند , مسلمین مبتكر و مخترع اولى روش تجربى به شمار مى روند , اروپا برخلاف آنچه معروف شده است مبتكر این روش نیست بلكه دنباله رو مسلمین است .

ارزش مطالعه در آثار و آیات
با همه اینها یك نكته قابل تامل است و آن اینكه اهتمام عظیم قرآن به مطالعه در مخلوقات زمینى و آسمانى , آیا به این صورت است كه هر گونه راه دیگر را باطل شناخته است ؟ یا قرآن همچنانكه مردم را به مطالعه (( آیات )) خدا دعوت كرده است به نوعى دیگر تفكر نیز دعوت كرده است ؟ اساسا ارزش مطالعه در مخلوقات و آثار آفرینش از نظر كمك به معارفى كه مطلوب قرآن است و در این كتاب بزرگ آسمانى بدانها اشاره یا تصریح شده است چقدر است ؟

حقیقت این است كه میزان كمكى كه مطالعه در آثار آفرینش مى تواند بكند نسبت به مسائلى كه صریحا قرآن كریم آنها را عنوان كرده است اندك است . قرآن مسائلى در الهیات مطرح كرده كه بهیچوجه با مطالعه در طبیعت و خلقت قابل تحقیق نیست .

ارزش مطالعه در آثار آفرینش این قدر است كه به روشنى ثابت مى كند قوه مدبر و حكیم و علیمى جهان را تدبیر مى كند , آئینه بودن جهان از نظر حسى و تجربى همین اندازه است كه طبیعت ماورائى دارد و دست توانا و دانائى كارخانه جهان را مى گرداند .ولى قرآن براى بشر به این اندازه قانع نیست كه بداند دست توانا و دانا و حكیم و علیمى جهان را اداره مى كند , این مطلب درباره سایر كتب آسمانى شاید صدق كند , اما درباره قرآن كه آخرین پیام آسمانى است و مطالب زیادى درباره خدا و ماوراء طبیعت طرح كرده است , به هیچ وجه صدق نمى كند .

پی نوشت:
سیرى درنهج البلاغه جلد( صفحه : 51-53)



طبقه بندی: سیری در نهج‌ البلاغه،
برچسب ها: شهید مطهری، ارزش مطالعه، نهج البلاغه،