تبلیغات
شهید مطهر - ترسیم چهره عبادت و عابدان در نهج البلاغه
تاریخ : چهارشنبه 7 خرداد 1393 | 08:37 ب.ظ | نویسنده : مستور
ترسیم چهره عبادت و عباد در نهج البلاغه
در فصل پیش طرز تلقى ((نهج البلاغه)) از عبادت بیان شد , معلوم شد كه از نظر نهج البلاغه , عبادت تنها انجام یك سلسله اعمال خشك و بى روح نیست . اعمال بدنى صورت و پیكره عبادت است , روح و معنى چیز دیگر است , اعمال بدنى آنگاه زنده و جاندار است و شایسته نام واقعى عبادت است كه با آن روح و معنى توام باشد . عبادت واقعى نوعى خروج و انتقال از دنیاى سه بعدى و قدم نهادن در دنیائى دیگر است , دنیائى كه به نوبه خود پر است از جوشش و جنبش , و از واردات قلبى و لذتهاى خاص به خود .

در نهج البلاغه مطالب مربوط به اهل سلوك و عبادت فراوان آمده است , به عبارت دیگر : ترسیمها از چهره عبادت و عبادت پیشگان شده است گاهى سیماى عباد و سلاك از نظر شب زنده داریها , خوف و خشیتها , شوق و لذتها , سوز و گدازها , آه و ناله ها , تلاوت قرآنها ترسیم و نقاشى شده است , گاهى واردات قلبى و عنایات غیبى كه در پرتو عبادت و مراقبه و جهاد نفس نصیب شان مى گردد بیان شده است , گاهى تاثیر عبادت از نظر (( گناه زدائى )) و محو آثار تیره گناهان مورد بحث قرار گرفته است , گاهى به اثر عبادت از نظر درمان پاره اى از بیماریهاى اخلاقى و عقده هاى روانى اشاره شده است و گاهى ذكرى از لذتها و بهجت هاى خالص و بى شائبه و بى رقیب عباد و زهاد و سالكان راه به میان آمده است .

شب زنده داریها :
(( اما اللیل فصافون اقدامهم تالین لاجزاء القرآن یرتلونه ترتیلا یحزنون به انفسهم و یستثیرون به دواء دائهم فاذا مروا بایه فیها تشویق ركنوا الیها طمعا و تطلعت نفوسهم الیها شوقا و ظنوا انها نصب اعینهم , و اذا مروا بایه فیها تخویف اصغوا الیها مسامع قلوبهم و ظنوا ان زفیر جهنم و شهیقها فى اصول آذانهم , فهم حانون على اوساطهم , مفترشون لجباههم و اكفهم و ركبهم و اطراف اقدامهم یطلبون الى الله تعالى فكاك رقابهم , و اما النهار فحلماء علماء ابرار اتقیاء )) (خطبه 191) .

شبها پاهاى خود را براى عبادت جفت مى كنند , آیات قرآن را با آرامى و شمرده شمرده تلاوت مى نمایند , با زمزمه آن آیات و دقت در معنى آنها غمى عارفانه در دل خود ایجاد مى كنند و دواى دردهاى خویش را بدین وسیله ظاهر مى سازند , هر چه از زبان قرآن مى شنوند مثل اینست كه به چشم مى بینند , هر گاه به آیه اى از آیات رحمت مى رسند بدان طمع مى بندند و قلبشان از شوق لبریز مى گردد , چنین مى نماید كه نصب العین آنها است , و چون به آیه اى از آیات قهر و غضب مى رسند بدان گوش فرا مى دهند و مانند اینست كه آهنگ بالا و پایین رفتن شعله هاى جهنم به گوششان مى رسد , كمرها را به عبادت خم كرده پیشانیها و كف دستها و زانوها و سر انگشت پاها به خاك مى سایند و از خداوند آزادى خویش را مى طلبند , همین ها كه چنین شب زنده دارى مى كنند و تا این حد روح شان به دنیاى دیگر پیوسته است , روزها مردانى هستند اجتماعى , بردبار , دانا , نیك و پارسا .

واردات قلبى
قد احیى , عقله و امات نفسه , حتى دق جلیله و لطف غلیظه و برق له لامع كثیر البرق , فابان له الطریق و سلك به السبیل و تدافعته الابواب الى باب السلامه , و ثبتت رجلاه بطمانینه بدنه فى قرار الامن و الراحه بما استعمل قلبه و ارضى ربه (خطبه 218) .

عقل خویش را زنده و نفس خویش را میرانده است , تا آنجا كه ستبرى هاى بدن تبدیل به نازكى و خشونتهاى روح تبدیل به نرمى شده است و برق پر نورى بر قلب او جهیده و راهرا بر او روشن و او را به رهروى سوق داده است , پیوسته از این منزل به آن منزل برده شده است تا به آخرین منزل كه منزل سلامت و بارانداز اقامت است رسیده و پاهایش همراه بدن آرام او در قرارگاه امن و آسایش , ثابت ایستاده است این همه به موجب اینست كه دل و ضمیر خود را به كار گرفته و پروردگار خویش را خوشنود ساخته است .

در این جمله ها چنانكه مى بینیم سخن از زندگى دیگرى است كه زندگى عقل خوانده شده است , سخن از مجاهده و میراندن نفس اماره است , سخن از ریاضت بدن و روح است , سخن از برقى است كه بر اثر مجاهده در دل سالك مى جهد و دنیاى او را روشن مى كند , سخن از منازل و مراحلى است كه یك روح مشتاق و سالك به ترتیب طى مى كند تا به منزل مقصود كه آخرین حد سیر و صعود معنوى بشر است مى رسد :(( یا ایها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقیه )) (سوره انشقاق آیه 84) . سخن از طمانینه و آرامشى است كه نصیب قلب ناآرام و پراضطراب و پر ظرفیت بشر در نهایت امر مى گردد : الا بذكر الله تطمئن القلوب (سوره رعد آیه 13) . در خطبه 228 اهتمام این طبقه به زندگى دل چنین توصیف شده است : (( یرون اهل الدنیا لیعظمون موت اجسادهم و هم اشد اعظاما لموت قلوب احیائهم )) (خطبه 228) . اهل دنیا مردن بدن خویش را بزرگ مى شمارند اما آنها براى مردن دل خودشان اهمیت قائل هستند و آن را بزرگتر مى شمارند .

خلسه ها و جذبه هائى كه روحهاى مستعد را مى رباید و بدان سو مى كشد این چنین بیان شده است : ((صحبوا الدنیا بابدان ارواحها معلقه بالمحل الاعلى )) (1) .با دنیا و اهل دنیا با بدنهائى معاشرت كردند كه روحهاى آن بدنها به بالاترین جایگاهها پیوسته بود . (( لولا الاجل الذى كتب لهم لم تستقر ارواحهم فى اجسادهم طرفه عین شوقا الى الثواب و خوفا من العقاب )) (2) .

اگر اجل مقدر و محتوم آنها نبود روحهاى آنها در بدنهاشان یك چشم به هم زدن باقى نمى ماند از شدت عشق و شوق به كرامتهاى الهى و خوف از عقوبتهاى او .(( قد اخلص لله سبحانه فاستخلصه)) (3) .

او خود را و عمل خود را براى خدا خالص كرده است خداوند نیز به لطف و عنایت خاص خویش , او را مخصوص خویش قرار داده است . علوم افاضى و اشراقى كه در نتیجه تهذیب نفس و طى طریق عبودیت بر قلب سالكان راه سرازیر مى شود و یقین جازمى كه نصیب آنان مى گردد این چنین بیان شده است : ((هجم بهم العلم على حقیقه البصیره و باشروا روح الیقین و استلانوا ما استوعره المترفون و انسوا بما استوحش منه الجاهلون)) (4) .

علمى كه بر پایه بینش كامل است بر قلبهاى آنان هجوم آورده است روح یقین را لمس كرده اند , آنچه بر اهل تنعم سخت و دشوار است بر آنان نرم گشته است و با آن چیزى كه جاهلان از آن دروحشتند انس گرفته اند .


پی نوشت:
سیرى درنهج البلاغه ( صفحه : 91-96)
1 - حكمت 147 .
2 - خطبه 191 .
3 - خطبه 85 .
4 - حكمت 147 .



طبقه بندی: سیری در نهج‌ البلاغه،
برچسب ها: شهید مطهری، عبادت و عباد، واردات قلبى،