تبلیغات
شهید مطهر - جلوه‏ های معلمی استاد مطهری (ره)
تاریخ : پنجشنبه 27 آذر 1393 | 06:14 ب.ظ | نویسنده : مستور
هر استادی در تدریس خویش، دست کم باید از دو ویژگی مهم برخوردار باشد:

1. ویژگی علمی؛
2. ویژگی اخلاقی.


ویژگیهای «علمی» و «اخلاقی» هر استادی لازم و ملزوم یکدیگرند و هر یک بدون دیگری کاری عقیم و راهی ستَروَن است و البته برخورداریِ توأمان از این دو ویژگی نیز بس دشوار است:

بدین منظور، بر آن شدیم تا «روش تدریس شهید مطهری رحمه ‏الله را به نظاره نشینیم و در این زمینه، نکته‏ هایی را گردآوری کنیم و از ویژگیهای «علمی» و «اخلاقیِ» آن استاد شهید در هنگام تدریس هایشان مُستفیض و مست فیض شویم. امید است که به خواست خدای سبحان و عنایات امام زمان علیه ‏السلام و توجهات کوثر قرآن علیه االسلام ، این نکته‏ ها مقبولتان افتد و در تدریس و کلاسداری به کارتان آید.شایان توجه است که تمامی این نکته‏ ها از کتاب «جلوه‏ های معلمی استاد مطهری» برگرفته شده‏ اند.

الف. ویژگیهای علمی و روشی
هنر تشریح مطالب
یکی از استادان حوزه علمیه قم می‏ گوید: در یکی از جلسات درس علامه طباطبایی رحمه ‏الله پس از اینکه روی آیه‏ ای از قرآن بحث
شده بود، سؤالی مطرح شد که خود مرحوم علامه به آن سؤال جواب فرمودند. بعد از اینکه حدود پنج دقیقه مرحوم علامه مطلب را تقریر و تبیین فرمودند، استاد مطهری رحمه ‏الله همراه با تواضع حدود ربع ساعت با بیان جدیدتری همان مطلب را تشریح کردند. آن قدر جالب صحبت می‏کردند که همه سراپا گوش بودند. خود مرحوم علامه طباطبایی رحمه‏ الله شدیدا به حالت وجد و شوق در آمده بودند. این بود که علامه پس از شهادت استاد مطهری رحمه ‏الله فرمودند: با بودن مطهری در درس، می‏دانستم چیزی هدر نمی‏رود. و اگر تعبیر بدی نباشد من به حالت رقص در می ‏آمدم. در همان جلسه هم این حالت شادی و شعف زیاد در مرحوم علامه دیده می‏شد.(1)

احاطه علمی
یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه ‏الله می‏گوید: ویژگی دیگری که به عقیده بنده از همه مهم‏تر است این بود که ایشان به موضوع بحث تسلط علمی داشتند، یعنی مطلب را خود فهمیده بودند.(2)

پختگی علمی
یکی از دوستان شهید مطهری رحمه‏ الله می‏گوید: استاد کم حرف می‏زد ولی پخته حرف می‏زد.(3)

و یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه‏ الله می‏گوید: از نظر علمی باید بگویم استاد مطهری قبل از آنکه مسئله ‏ای را برای شاگرد مطرح کند، اول برای خودش پخته کرده بود، یعنی هرگز مسئله ‏ای طرح نمی ‏شد که برای خود ایشان کاملاً روشن نشده باشد. به همین دلیل هیچ گاه در برابر هیچ پرسشی، ایشان دچار لکنت زبان نمی ‏شد.(4)

جذب با مطلب
یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه‏ الله می‏گوید: یکی از مهم‏ترین تفاوت هایی که میان استاد مطهری و بعضی دیگر بود، این بود که استاد با «مطلب» جذب می ‏کرد و دیگران با بیان. البته بیان مهم است، اما اگر فقط بیان باشد زود می‏گذرد.(5)

درس استاد به گونه ‏ای بود که شاگرد وقتی پای درسش می‏ نشست، تمامی وجود استاد را می ‏پذیرفت.(6)

پیش مطالعه
ایشان پیش از حضور در کلاس مقیّد بود که به سبک همه اساتید حوزه در حدی که فرصت اجازه می‏ داد، از پیش، مطالعه کند و مطالب را در ذهن خود مرتب سازد.(7)

نو بودن مطالب
درس ایشان همیشه نو بود. استاد مطهری سعی می‏کردند مطالعه را قطع نکنند. اگر درسی را می ‏خواستند مطرح کنند به کتاب جدیدی که برخورد می‏ کردند مطالعه می‏کردند. ایشان به مجلات مختلف رجوع می‏ کردند، مخصوصا به اندیشه‏ های معاصرین بسیار توجه داشتند و همین خصوصیت، درس ایشان را نو می‏ ساخت.(8)

جهت دار بودن
درس و بحث ایشان غالبا و در اکثر قریب به اتفاق موارد، یک بحث جهت دار بود، یعنی شاگرد می ‏فهمید که این بحث به چه درد می‏خورد.(9)

تاریخچه بحث
ایشان قبل از ورود در اصل درس یک مقدمه تاریخی بیان می‏ کردند. با احاطه‏ ای که به اقوال گذشتگان داشتند، سیر تحول یک مفهوم را بیان می‏کردند و ریشه و سابقه مطلب را توضیح می‏ دادند تا شاگرد تصور نکند که این بحث مانند قارچی از زمین بدون سابقه سبز شده و بلکه بفهمد که در طول روزگار، این بحث چه سرنوشت و سرگذشتی داشته و از این طریق بتواند جای بحث را در تفکر امروزی مشخص کند.(10)

توضیح مقدمات
استاد در آغاز درس، مقدمات را به خوبی توضیح می‏ داد و مشخص می‏کرد که مطلب بر چه مقدماتی مبتنی است، و این خصوصیت باعث می‏شد که هنگام تدریس، اشتباهاتی در ذهن شنونده پیش نیاید... استاد مطهری می‏ کوشیدند چیزهایی را که موجب درهم آمیختگی فکری و اشتباه در مطلب می‏شود، نخست توضیح دهند، تا هنگام درس، استدلال به درستی جایگیر شود.(11)

طرز فکر صحیح
از مهم‏ترین خصوصیات ایشان، حساسیت فوق العاده نسبت به ارائه صحیح اندیشه اسلامی به جامعه بود.(12)

دور نشدن از بحث
مرحوم مطهری رحمه ‏الله در تدریس نیز همچون سایر جنبه‏ های زندگی‏ اش بسیار منظم و مقیّد به برنامه بود، در طول کلاس حتی المقدور از مطلب اصلی دور نمی ‏شد، و اگر احیانا مطلبی را بر سبیل استطراد بر زبان می ‏آورد، آن را به گونه ‏ای انتخاب می‏ کرد که با موضوع مورد بحث قرابت داشته باشد و در هر حال رشته اصلی بحث را رها نمی کرد و از ابتدا تا به انتها آن را به خوبی دنبال می‏کرد.(13)

تنظیم درس
یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه‏ الله می‏گوید: ایشان در تنظیم شکل درس بسیار متبحر بودند که من کمتر کسی را مانند ایشان دیدم.(14)

شناخت حد و مرز درس

ایشان در تدریس از موضوع خارج نمی‏ شدند، از خط بحث بیرون نمی ‏رفتند و حد و مرز موضوعات و مسائل را خوب می ‏شناختند. یک مطلب را می‏ گرفتند و همان را در یک خط مستقیم دنبال می‏ کردند.(15)

مدیریت علمی
ایشان بر معلومات خودشان مدیریت داشتند. این طور نبود که حافظه، مزاحم کار ایشان شود و مطلب غیرلازم وارد بحث شود. درس ایشان جُنگ مانند و کشکول مانند نبود.(16)

پاسخ به سؤالات
استاد اهل بحث بود. در کلاس درس از اشکال و سؤال شاگرد استقبال می‏ کرد. هیچ وقت نمی‏ شد که بخواهد با هیمنه و غلبه استاد بر شاگرد، جلوی سؤال و اشکال را گرفته یا آن را متوقف کند، بلکه به عکس پا به پای شاگرد یا صاحب اشکال جلو می‏ رفت. گاهی می‏ شد که در یک جلسه درس حدود 31 یا بیشتر از وقت به رفع اشکال و گفتن پاسخ می‏ گذشت.(17)

استاد در مواقعی که می‏دید سؤال کننده هدفش از اشکال به غیر از جنبه ‏های علمی و به دست آوردن مطلب است، و یا خیلی پرت سخن می‏ گوید، و یا در مواردی اشکال خیلی خارج از بحث است و اشکال کننده هم دست بردار نیست، در این موارد ابتدا با لحن آرام و عباراتی همچون «حالا ببینیم» و سپس با لحن محکم‏تری چون «این مربوط نیست» و «نخیر آقا» و... بحث را به دست می‏گرفتند، ولی روحیه کلی ایشان استقبال از سؤال بود.(18)

ژرف نگری
مرحوم مطهری علاوه بر وسعت معلومات، سخت موشکاف و نکته سنج و تحلیل‏ گر بود.آنچه را بسیاری از همگان به سادگی از سر آن می‏ گذشتند و نکته‏ ای در آن نمی ‏یافتند، استاد با دقتی حیرت‏ انگیز مورد کنکاش قرار می‏ داد و تناقضات درونی و نقاط ضعف آن را آشکار می‏ ساخت.(19)

تدریس دلنشین
مرحوم مطهری علاوه بر عمق و وسعت معلومات، بیان گرم و دلنشینی نیز داشت و خود این امر بیش از پیش سبب گرمی محضر ایشان می‏شد.(20)

مرور مطالب قبلی
ایشان مقیّد بودند در آغاز درس، مطالب عمده و اصلی بحث را که قبلاً مطرح شده بود یادآوری کنند. این خود باعث می ‏شد که ارتباط مطلب با گذشته حفظ شود و به علاوه چارچوب روشنی از همه بحث به خصوص در درس فلسفه تصویر گردد، و این سبب بهره دهی بیشتر و بهتر درس ایشان می ‏شد.(21)

بیان مسائل کاربردی و نو
آن مرحوم مقیّد بود به اینکه ارتباط مسائل و مباحثی را که تدریس می‏ کرد با مسائل مستحدثه در زمان روشن سازد، و به اصطلاح کاربرد مطلبی را که می‏ آموزد به خوبی مشخص نماید. همین امر سبب شده بود تا درسهای او سر زندگی و جذابیت خاصی پیدا کند و از صورت درسهای خشک و بحث های مجرد بیرون آید.(22)

ایشان همیشه با مسائل تازه تماس داشت. و شاگرد وقتی از کلاس ایشان بیرون می ‏آمد، برای خودش تعدادی از مسائل نو گیر می‏ آورد که بتواند پیگیری کند.(23)

بیانهای گوناگون
یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه‏ الله می‏گوید: ایشان سعی می‏کردند خیلی آسان و بی تکلّف بهترین طرح و توجیه را در مطالب ـ که بسیاری از آنها جنبه ابتکاری داشت ـ بیان دارند. از این رو گاه بیانی را که خود در یک موضوع عنوان کرده بودند نمی ‏پسندیدند و از نو بیان دیگری را ارائه می‏ دادند. از جمله به خاطر دارم که در درس عقاید (ایدئولوژی اسلامی) یک بار صریحا گفتند: آنچه را در جلسه گذشته بیان کردم رها کنید، و مطلب را به گونه‏ ای که اکنون می‏گویم به خاطر بسپارید.(24)


پی نوشت ها

عبدالرحیم موگهی 
1. جلوه‏ های معلّمی استاد مطهری، ص72.
2. همان، ص99.
3. همان، ص88.
4. همان، ص54.
5. همان، ص56.
6. همان، ص54.
7. همان، ص112.
8. همان، ص97 ـ 98.
9. همان، ص98.
10. همان، ص96.
11. همان، ص68.
12. همان، ص172.
13. همان، ص112.
14. همان، ص96.
15. همان، ص97.
16. همان، ص97.
17. همان، ص169.
18. همان، ص169.
19. همان، ص115.
20. همان، ص112.
21. همان، ص176.
22. همان، ص113.
23. همان، ص100.
24. همان، ص177.




طبقه بندی: مقالات،
برچسب ها: شهید مطهری، جلوه‏ های معلمی، ایدئولوژی اسلامی،