تبلیغات
شهید مطهر - بررسى ریشه و علل قوه جذب و دفع در انسان
تاریخ : جمعه 5 اردیبهشت 1393 | 01:14 ب.ظ | نویسنده : مستور
جاذبه و دافعه در جهان انسان :
در اینجا غرض از جذب و دفع , جذب و دفعهاى جنسى نیست اگر چه آن نیز خود نوع خاصى از جذب و دفع است اما با بحث ما ارتباط ندارد و خود موضوعى مستقل است . بلكه مراد آن جذب و دفعهائى است كه در میان افراد انسان در صحنه حیات اجتماعى وجود دارد . در جامعه انسانى نیز برخى همكاریها است كه بر اساس اشتراك منافع است . البته اینها نیز از بحث ما خارج است .

قسمت عمده اى از دوستیها و رفاقتها , و یا دشمنیها و كینه توزیها , همه مظاهرى از جذب و دفع انسانى است . این جذب و دفعها براساس سنخیت و مشابهت و یا ضدیت و منافرت پى ریزى شده است (1) و در حقیقت علت اساسى جذب و دفع را باید در سنخیت و تضاد جستجو كرد , همچنانكه از نظر بحثهاى فلسفى مسلم است كه : السنخیة علة الانضمام .

گاهى دو نفر انسان یكدیگر را جذب مى كنند و دلشان مى خواهد با یكدیگر دوست و رفیق باشند . این رمزى دارد و رمزش جز سنخیت نیست . این دو نفر تا در بینشان مشابهتى نباشد همدیگر را جذب نمى كنند و متمایل به دوستى با یكدیگر نخواهند شد و به طور كلى نزدیكى هر دو موجود دلیل بر یك نحو مشابهت و سنخیتى است در بین آنها .

در مثنوى , دفتر دوم داستان شیرینى را آورده است : حكیمى زاغى را دید كه با لك لكى طرح دوستى ریخته با هم مى نشینند و باهم پرواز مى كنند ! دو مرغ از دو نوع . زاغ نه قیافه اش و نه رنگش , با لك لك شباهتى ندارد . تعجب كرد كه زاغ با لك لك چرا ؟ ! نزدیك آنها رفت و دقت كرد دید هر دوتا لنگند .

آن حكیمى گفت دیدم هم تكى
در بیابان زاغ را با لك لكى
در عجب ماندم , بجستم حالشان
تا چه قدر مشترك یابم نشان
چون شدم نزدیك و من حیران و دنگ
خود بدیدم هر دوان بودند لنگ

این یك پائى بودن , دو نوع حیوان بیگانه را باهم انس داد . انسانها نیز هیچگاه بدون جهت با یكدیگر رفیق و دوست نمى شوند كما اینكه هیچوقت بدون جهت با یكدیگر دشمن نمى شوند . به عقیده بعضى ریشه اصلى این جذب و دفعها نیاز و رفع نیاز است . انسان موجودى نیازمند است و ذاتا محتاج آفریده شده , با فعالیتهاى پى گیر خویش مى كوشد تا خلاءهاى خود را پر كند و حوائجش را برآورد و این نیز امكان پذیر نیست بجز اینكه به دسته اى بپیوندد و از جمعیتى رشته پیوند را بگسلد تا بدینوسیله از دسته اى بهره گیرد و از زیان دسته دیگر خود را برهاند و ما هیچ گرایش و یا انزجارى را در وى نمى بینیم مگر اینكه از شعور استخدامى او نضج گرفته است . و روى این حساب , مصالح حیاتى و ساختمان فطرى , انسان را جاذب و دافع پرورده است تا با آنچه در آن خیرى احساس مى كند بجوشد و آنچه را با اهداف خویش منافر مى بیند از خود دور كند و در مقابل آنچه غیر از اینهاست كه نه منشأ بهره اى هستند و نه زیانبارند بى احساس باشد , و در حقیقت جذب و دفع دوركن اساسى زندگى بشرند و به همان مقدارى كه از آنها كاسته شود در نظام زندگیش خلل جایگزین مى گردد و بالاخره آنكه قدرت پر كردن خلاءها را دارد دیگران را به خود جذب مى كند و آنكه نه تنها خلاءى را پر نمى كند بلكه بر خلاءها مى افزاید انسانها را از خود طرد مى كند و بى تفاوتها هم همچوسنگى در كنارى .

پی نوشت:

*جاذبه و دافعه امام علی علیه السلام
1 - بر خلاف آنچه در جریان الكتریسیته گفته مى شود كه دو قطب همنام یكدیگر را دفع مى كنند و دو قطب ناهمنام یكدیگر را جذب مى كنند .



طبقه بندی: جاذبه و دافعه امام علی(ع)،
برچسب ها: شهید مطهری، جاذبه و دافعه، دوستیها و رفاقتها،