تبلیغات
شهید مطهر - تاثیر شخصیت على (ع) بر انسانها
تاریخ : چهارشنبه 20 فروردین 1393 | 07:43 ب.ظ | نویسنده : مستور
شخصیت عظیم و گسترده امیرالمؤمنین على علیه السلام وسیعتر و متنوعتر از اینست كه یك فرد بتواند در همه جوانب و نواحى آن وارد شود و توسن اندیشه را به جولان آورد . براى یك فرد حداكثرى كه میسر است اینست كه یك یا چند ناحیه معین و محدود را براى مطالعه و بررسى انتخاب كند و به همان قناعت ورزد . یكى از جوانب و نواحى وجود این شخصیت عظیم , ناحیه تأثیر او بر روى انسانها به شكل مثبت یا منفى است و به عبارت دیگر (( جاذبه و دافعه )) نیرومند او است كه هنوز هم نقش فعال خود را ایفا مى نماید و در این كتاب درباره اش گفتگو شده است .

شخصیت افراد از نظر عكس العمل سازى در روحها و جانها یكسان نیست . به هر نسبت كه شخصیت حقیرتر است كمتر خاطرها را به خود مشغول مى دارد و در دلها هیجان و موج ایجاد مى كند و هر چه عظیمتر و پرنیروتر است خاطره انگیزتر و عكس العمل سازتر است , خواه عكس العمل موافق یا مخالف .

شخصیتهاى خاطره انگیز و عكس العمل ساز , زیاد بر سر زبانها مى افتند , موضوع مشاجره ها و مجادله ها قرار مى گیرند , سوژه شعر و نقاشى و هنرهاى دیگر واقع مى شوند , قهرمان داستانها و نوشته ها مى گردند . اینها همه چیزهائى است كه در مورد على علیه السلام به حد اعلى وجود دارد و او در این جهت بى رقیب و یا بسیار كم رقیب است . گویند محمد بن شهرآشوب مازندرانى كه از اكابر علماى امامیه در قرن هفتم است , هنگامى كه كتاب معروف (( مناقب )) را تألیف مى كرد , هزار كتاب به نام مناقب كه همه درباره على علیه السلام نوشته شده بود در كتابخانه خویش داشت . این یك نمونه مى رساند كه شخصیت والاى مولى در طول تاریخ چه قدر خاطرها را مشغول مى داشته است .

امتیاز اساسى على علیه السلام و سایر مردانى كه از پرتو حق روشن بوده اند اینست كه علاوه بر مشغول داشتن خاطرها و سرگرم كردن اندیشه ها , به دلها و روحها نور و حرارت و عشق و نشاط و ایمان و استحكام مى بخشند . فیلسوفانى مانند سقراط و افلاطون و ارسطو و بوعلى و دكارت نیز قهرمان تسخیر اندیشه ها و سرگرم كردن خاطرها هستند . رهبران انقلابهاى اجتماعى , مخصوصا در دو قرن اخیر , علاوه بر این , نوعى تعصب در پیروان خود به وجود آوردند . مشایخ عرفان پیروان خویش را احیانا آنچنان وارد مرحله (( تسلیم )) مى كنند كه اگر پیر مغان اشارت كند سجاده به مى رنگین مى نمایند . اما در هیچكدام از آنها گرمى و حرارت توأم با نرمى و لطافت و صفا و رقتى كه در پیروان على , تاریخ نشان مى دهد نمى بینیم . اگر صفویه از دراویش لشكرى جرار و مجاهدانى كارآمد ساختند با نام على كردند نه با نام خودشان .

حسن و زیبائى معنوى كه محبت و خلوص ایجاد مى كند از یك مقوله است و سیادت و منفعت و مصلحت زندگى كه كالاى رهبران اجتماعى , و یا عقل و فلسفه كه كالاى فیلسوف است , و یا اثبات سلطه و اقتدار كه كالاى عارف است از مقوله هاى دیگر . معروف است كه یكى از شاگردان بوعلى سینا به استاد مى گفت اگر تو با این فهم و هوش خارق العاده مدعى نبوت شوى مردم به تو مى گروند و بوعلى سكوت كرد . تا در سفرى در فصل زمستان كه باهم بودند سحرگاه بوعلى از خواب بیدار شد و شاگرد را بیدار كرد و گفت تشنه ام قدرى آب بیاور . شاگرد تعلل كرد و شروع كرد به عذر تراشیدن . هر چه بوعلى اصرار كرد شاگرد حاضر نشد در آن زمستان سرد بستر گرم را ترك كند . در همین وقت فریاد مؤذن از بالاى مأذنه بلند شد كه الله اكبر , اشهد ان لا اله الا الله , اشهد ان محمدا رسول الله . بوعلى فرصت را مناسب دید كه جواب شاگرد را بدهد . گفت تو كه مدعى بودى اگر من ادعاى پیغمبرى كنم مردم ایمان خواهند آورد اكنون ببین فرمان حضورى من به تو كه سالها شاگرد من بوده اى و از درس من بهره برده اى آنقدر نفوذ ندارد كه لحظه اى بستر گرم را ترك كنى و آبى به من بدهى . اما این مرد مؤذن پس از چهارصد سال فرمان پیغمبر را اطاعت كرده از بستر گرم خارج شده و رفته بر روى این بلندى و به وحدانیت خدا و رسالت او گواهى مى دهد . ببین تفاوت ره از كجا است تا به كجا .


آرى فیلسوفان شاگرد مى سازند نه پیرو , رهبران اجتماعى پیروان متعصب مى سازند نه انسانهاى مهذب , اقطاب و مشایخ عرفان ارباب تسلیم مى سازند نه مؤمن مجاهد فعال . در على هم خاصیت فیلسوف است و هم خاصیت رهبر انقلابى و هم خاصیت پیر طریقت و هم خاصیتى از نوع خاصیت پیامبران . مكتب او هم مكتب عقل و اندیشه است و هم مكتب ثوره و انقلاب و هم مكتب تسلیم و انضباط و هم مكتب حسن و زیبائى و جذبه و حركت .

على علیه السلام پیش از آنكه امام عادل براى دیگران باشد و درباره دیگران به عدل رفتار كند , خود شخصا موجودى متعادل و متوازن بود . كمالات انسانیت را باهم جمع كرده بود . هم اندیشه اى عمیق و دور رس داشت و هم عواطفى رقیق و سرشار . كمال جسم و كمال روح را توأم داشت . شب , هنگام عبادت از ماسوى مى برید و روز , در متن اجتماع فعالیت مى كرد . روزها چشم انسانها مواسات و از خود گذشتگیهاى او را مى دید و گوشهایشان پند و اندرزها و گفتارهاى حكیمانه اش را مى شنید و شب چشم ستارگان اشكهاى عابدانه اش را مى دید و گوش آسمان مناجاتهاى عاشقانه اش را مى شنید . هم مفتى بود و هم حكیم . هم عارف بود و هم رهبر اجتماعى . هم زاهد بود و هم سرباز . هم قاضى بود و هم كارگر . هم خطیب بود و هم نویسنده . بالاخره به تمام معنى یك انسان كامل بود با همه زیبائیهایش .


*جاذبه و دافعه امام علی علیه السلام



طبقه بندی: جاذبه و دافعه امام علی(ع)،
برچسب ها: شهید مطهری، شخصیت على (ع)، جاذبه و دافعه،