تبلیغات
شهید مطهر - مطهری و ارزش شناخت آزادی(1)
تاریخ : شنبه 10 آبان 1393 | 01:38 ب.ظ | نویسنده : مستور
«آزادی‏» از مهمترین مباحث فسلفه سیاسی معاصر و یکی از مناقشه ‏انگیزترین بحث‏ های روزگار ماست که اهمیت ‏خود را در عرصه مقولات فرهنگی همچنان حفظ نموده است . بحث آزادی همیشه بحثی دل‏ انگیز و در عین حال خطرخیز بوده است؛ زیرا ابعاد پیچیده و تودرتوی آزادی و درهم تنیدگی و ربط استوار آن با دیگر مقولات و مفاهیم فرهنگی و فلسفی بر پیچیدگی و سختی درک و تلقی صحیح و دقیق آن می‏افزاید و عرصه مهم این مقوله والا و شکوهمند را لغزان و درشت ناک می ‏سازد .

در روزگار ما در دانش فلسفه سیاسی بحث‏ های نوینی مطرح شده که در کنار مباحث رایج و کهن این دانش، مورد مداقه و ژرف‏ نگری پژوهشگران قرار گرفته است؛ با این حال بحث آزادی انواع، فواید و آفات آن همواره جایگاه ثابت‏ خود را در عرصه کاوش‏ های دانش سیاست، فلسفه سیاسی و جامعه ‏شناسی سیاسی حفظ کرده و روز به روز بر ارج، ضرورت و نیز گستره آن افزوده شده است .

امروزه مباحث و موضوعات بسیاری همچون: امنیت، استقلال، مصالح عمومی، عدالت، دموکراسی، ایدئولوژی، مشروعیت، قدرت شهروندی، حقوق بشر، نظم، خشونت، مدارا، تکثرگرایی، مدرنیته، جهانی شدن، جماعت‏ گرایی، لیبرالیسم، فمینیسم، سودگرایی، دنیاگرایی، محیط زیست و ده‏ها و صدها مقوله دیگر در فلسفه سیاسی جدید مورد بحث و بررسی قرار می‏گیرد، ولی بی‏ شک هیچ ‏یک از حیث قداست اجتماعی و ضرورت انکارناپذیر آن جدای جامعه و تعالی آدمی، با مساله آزادی قابل قیاس نبوده و نیستند . (همتی، 1380 ب: 6)

گرچه مفهوم آزادی، جزو مفاهیم بدیهی محسوب می‏شود؛ لکن رسیدن به حقیقت آن، کاری بس دشوار و پیچیده است، چه ‏بسیار آدمیانی که در طول تاریخ شعار آزادی و آزادگی سردادند، ولی بعدها به وسیله همین مقوله به اسارت و برده‏ کشی دیگران پرداختند . چه بسیارند حزبها و گروهک هایی که جوانان ساده را به نام آزادی در دام خود افکنده و به انحراف کشانده‏ اند .

عده ‏ای از فیلسوفان، متکلمان و سیاستمداران، برای کسب و تامین آزادی ملت‏های مختلف کوشش‏ های فراوانی داشته ‏اند؛ ولی با سوء استفاده ارباب سیاست از پول، آزادی انسانی به آزادی حیوانی و جنسی تبدیل گشت . (خسروپناه، 1380: 157)

در این مقاله برآن هستیم که به تبیین دیدگاه استاد مطهری (ره) در مورد آزادی، انواع آن، نسبت دین و آزادی، و حدود و ثغور آن و ... بپردازیم . قبل از پرداختن به مفهوم آزادی و انواع از نظر شهید مطهری، دیدگاه ایشان را در مورد «ارزش آزادی از منظر درون دینی و برون دینی‏» تبیین می‏کنیم .

ارزش آزادی از منظر درون ‏دینی و برون ‏دینی
از نظر شهید مطهری، آزادی، عنصری حیاتی در جامعه بشری است . ایشان گروهی از انسانهای گذشته را که می‏ توانستند در جلوی تکامل تاریخ بایستند یا به تکامل تاریخ کمک نکنند و آسایش فردی را برای خودشان برگزینند ولی این کار را نکردند و آزادند و به اختیار خود در راه تکامل تاریخ فداکاری کردند، قابل ستایش، تعظیم و تجلیل می‏داند؛ (مطهری، 1377: 15) ؛ چراکه آزادند راه خود را برگزینند .

به باور استاد، آزادی یکی از بزرگترین و عالی ترین ارزشهای انسانی و به تعبیر دیگر، جزء معنویات انسان است (معنویات انسان یعنی چیزهایی که مافوق حد حیوانیت اوست). آزادی برای انسان ارزشی مافوق ارزشهای مادی است . انسانهایی که بویی از انسانیت‏ برده ‏اند، حاضرند با شکم گرسنه و تن برهنه و در سخت‏ترین شرایط زندگی کنند ولی در اسارت یک انسان دیگر نباشند، محکوم انسان دیگر نباشند، آزاد زندگی کنند . (مطهری، 13 الف: 48)

و نیز می‏ گویند: «انسانها با اراده خودشان و اختیار خودشان با طرح‏ ریزی خودشان برای جامعه‏ شان راه تکامل جامعه را انتخاب کرده‏ اند و جامعه را جلو برده‏ اند .» (مطهری، 1373 د: 259 - 265) استاد مصیبت تمدن اخیر را ایجاد محدودیت‏ های اجتماعی مخصوصا محدودیت در آزادی فکری می‏داند و تبلیغات مکرر رسانه‏ ها را عامل مسخ انسانها و ازخود بیگانگی آنها معرفی می‏کنند . (خسروپناه، 1380: 160) ایشان علاوه بر ارزش و اهمیت آزادی از نگاه برون‏ دینی به اهمیت آن از منظر درون‏ دینی نیز پرداخته ‏اند.

به نظر شهید مطهری، یکی از اهداف انبیا «آزادی‏» است . «در نص قرآن مجید، یکی از هدف هایی که انبیا داشته‏ اند این بوده است که به بشر آزادی اجتماعی بدهند؛ یعنی افراد را از اسارت و بندگی و بردگی یکدیگر نجات بدهند .» (مطهری، 1372 الف: 16 - 17) ایشان با اشاره به آیه شریفه «قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا تشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله‏» (آل عمران: 64)، در توضیح جمله دوم آیه می‏ گویند: «اینکه هیچکدام از ما دیگری را بنده و برده خودش نداند و هیچ‏کس هم یک نفر دیگر را ارباب و آقای خودش نداند؛ یعنی نظام آقایی و نوکری ملغی . نظام استثمار، مستثمر و مستثمر ملغی . نظام لامساوات ملغی . هیچ‏کس حق استثمار و استبعاد دیگری را نداشته باشد .» (همان)

آزادی در قرآن از منظر استاد دارای چنان جایگاه والا و ارزشمندی است که در رتبه ایمان و اعتقاد به خدا قرار می‏گیرد و به همین خاطر قرآن از آن دفاع می‏کند . «از نظر اسلام، اعتقاد و ایمان به خدا مساوی است‏با اینکه انسان آزاد و مختار باشد . آزادی به معنای واقعی، گوهر انسان است . قرآن کریم ... از آزادی نیز سخت دفاع می‏کند: «هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا× انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعا بصیرا× انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا» (دهر: 1 - 3) . یعنی او آزاد است؛ می ‏خواهد راه صحیح را انتخاب کند و می‏خواهد راه کفران نعمت را انتخاب کند .» (مطهری، 1374 ج: 526)

ایشان علاوه بر ذکر آیات و ادله درون دینی درباره آزادی، به ذکر نمونه ‏هایی از تاریخ و سیره نبوی (ص) و سیره ائمه اطهار (ع) می‏ پردازد که در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره می‏ کنیم . به عنوان نمونه، نامه امام علی (ع) به امام حسن (ع) می‏ باشد که فرمود: «و اکرم نفسک عن کل دینه ... و لاتکن عبد غیرک فقد جعلک الله حرا» (جان و روان خودت را گرامی بدارد و از کار دنی و پست و از هر دنائت و پستی محترم بدار ... هرگز بنده دیگری مباش؛ زیرا خدا تو را ازاده آفریده است .» (مطهری، 1373 الف: 350 - 351)

نمونه دیگر، آزادی دادن و سلب نکردن اراده و اختیار پیامبر از دخترانش در انتخاب همسر می‏ باشد که شهید مطهری در کتاب «نظام حقوق زن در اسلام‏» آن را نقل کرده است . (مطهری، 1379 الف: 89)

از نمونه‏ های دیگر آزادی در اسلام، مساله زهد می ‏باشد که به تعبیر استاد مطهری، آزادی و آزادگی یکی از فلسفه ‏های زهد است که میان این دو (زهد و ازادی) پیوندی کهن و ناگسستنی برقرار است . (رک: مطهری، 1378 الف: 243)

در اینجا ممکن است اشکالی مطرح شود و آن اینکه کسانی که با نام آزادی خو گرفته اند و از هر چیزی که بوی محدودیت‏ بدهد فرار می‏ کنند، چنین تصور کنند که تقوا هم یکی از دشمنان آزادی و یک نوع زنجیر است‏برای پای بشر .

استاد مطهری در پاسخ به این اشکال می‏ فرمایند: تقوا محدودیت نیست، مصونیت است . آن‏وقت می‏توان نام محدودیت روی چیزی گذاشت که انسان را از موهبت و سعادتی محروم کند، اما چیزی که خطر را از انسان دفع می‏ کند و انسان را از مخاطرات صیانت می‏کند، او مصونیت است نه محدودیت . تعبیر به مصونیت ‏یکی از تعبیرات امیرالمؤمنین است که می ‏فرماید: «الا فصونوها و تصونوا بها» (نهج‏البلاغه: خطبه 189) . یعنی تقوا را حفظ کنید و به وسیله تقوا برای خود مصونیت درست کنید . ایشان تعبیری بالاتر از این هم دارد که نه ‏تنها تقوا را محدودیت و مانع آزادی نمی‏ داند بلکه علت و موجب بزرگ آزادی را تقوای الهی می‏ شمارد . در خطبه 228 می‏ فرماید: تقوا کلید درستی و اندوخته روز قیامت است، آزادی است از قید هر رقیت، نجات است از هر بدبختی، تقوا انسان را به هدف خویش می‏ رساند و از دشمن نجات پیدا می‏ کند و به آرزوهای خویش نائل می‏ گردد . (رک: مطهری، 1373 ب: 28 - 29 . 1378: 218)

استاد مطهری پس از متذکر شدن به این نکته که در زمان ما کلمه «آزادی‏» جایگاه بسیار عالی و رفیع و مقدسی را اشغال کرده و احترام فوق ‏العاده‏ ای پیدا کرده است، درصدد پاسخ‏گویی به این سؤال هستند که: آیا آزادی در حقیقت و واقع همین مقدار ارزشی که بشر به آن می‏دهد و ان را بالاترین نعمت ها می‏داند و یکی از مقدس ‏ترین مقدسات خود می‏ شمارد، همین مقدار ارزش را دارد یا ندارد؟

جوابی که ایشان به این پرسش می‏ دهند هم بله هست و هم نه؛ «از یک نظر اگر به آزادی نظر بکنیم می‏ بینیم این همه ارزشی که به آن داده‏ اند استحقاق آن را ندارد، بیش از اندازه برای آن ارزش قائل هستند . ولی از دیدگاه دیگر که نگاه بکنیم می‏ بینیم حق داشته ‏اند که این همه مقام آزادی را بالا ببرند . اما دیدگاهی که از آن دیدگاه آزادی این ارزش را ندارد این است که معنا و حقیقت آزادی جز نبودن سد و مانع برای تجلی فکری و عملی بشر چیزی نیست . می‏ گوییم بشر آزاد آفریده شده است و باید آزاد زندگی کند یعنی افراد دیگر در مقابل تجلیات فکری و عملی او مانعی ایجاد نکنند و حتی بالاتر، فکر و عمل او را در خدمت‏ خود نگیرند . ولی اصل خود آزادی که فلاسفه تعریف کرده‏ اند، به معنی نبودن قید و نبودن مانع و سد در جلو تجلیات فکری و عملی بشر است . وقتی که معنی آزادی نبودن مانع است پس آنقدر ارزش زیاد ندارد؛ برای اینکه یک موجود بیش از آن اندازه که احتیاج به عوامل منفی دارد احتیاج به عوامل مثبت دارد . ولی وقتی که از یک دیدگاه دیگر نگاه می‏ کنیم و ببینیم بشر حق داشته است و حق دارد برای آزادی این همه ارزش قائل باشد . آن حق از این ناحیه است که آزادی آن نعمتی است که بشر آن را از هر نعمت دیگری کمتر داشته است؛ یعنی عوامل مثبت ترقی و تجلی و تکامل بشر همیشه به نسبت، بیشتر وجود داشته‏ اند و وجود دارند تا این عامل منفی که همیشه ضدش یعنی مانعش وجود دارد، و بشر هر نعمتی را که کمتر داشته باشد و کمتر به دستش آمده است‏برای آن ارزش و اهمیت‏ بیشتری قائل است . این همه که دنیا برای آزادی ارزش قائل است و مقامش را بالا می‏برد برای این است که عامل ضدآزادی زیاد بوده است .» (مطهری، 1380: 100 - 101)



طبقه بندی: استاد مطهری،
برچسب ها: شهید مطهری، شناخت آزادی، درون ‏دینی و برون ‏دینی،