تبلیغات
شهید مطهر - داستان راستان در 80 دقیقه
تاریخ : پنجشنبه 29 فروردین 1392 | 10:42 ق.ظ | نویسنده : مستور
به هر کسی گفت دارم چنین چیزی می نویسم، شنید: «چه خوب... جای اینجور کتابی تا حالا خالی بوده». و البته بعضی ها هم اضافه کردند:

- فقط حیف که به خاطرش آن همه تحقیق و تألیف علمی را گذاشته ای کنار. اقلاً حواست باشد به اسم خودت منتشر نکنی.

- چرا؟! عیبش کجاست؟

- خودت بگو. نمی گویند نویسنده "اصول فلسفه و روش رئالیسم" برداشته کتاب قصه نوشته؟! این کار کوچک با شأن علمی تان تناسب ندارد؛ نه.

گفت: ایده خوبی دادید نه تنها می نویسمش و به اسم خودم هم چاپش می کنم، پیشنهاد شما را هم توی مقدمه کتاب می نویسم، به عنوان یک "بیماری اجتماعی!"

همین کار را هم کرد. توی مقدمه نوشت به خاطر همین مرض است که هر مدعی فضلی حاضر است ده سال وقت بگذارد و رطب و یابس به هم ببافد و با افتخار منتشرش کند، اما دریغ از یک جلد کتاب مفید برای مردم. نوشت مخاطبش در این کتاب عوام اند، چون برخلاف نخبه ها، وقتی به حقیقت و عدالت می رسند، راحت قبولش می کنند؛ چون معمولاً تباهی از خواص شروع می شود و دامنگیر عوام می شود و خوبی ها بر عکس.

«داستان راستان در ۸۰ دقیقه» اثر محمدجواد میری بازخوانی امروزیِ «داستان راستان» استاد مطهری است که از بازنویسی مقدمه هفت هشت صفحه ای اش شروع می شود و شصت داستان را دربر می گیرد؛ یک کتاب جیبی که انتشارات میراث اهل قلم یا همان «کتاب دانشجویی» آن را منتشر کرده است. به عقیده نویسنده نه تنها داستان راستان مخصوص کودکان و نوجوانان نیست، بلکه کلیدی ترین اثر و در عین حال مظلوم ترین اثر استاد است. وی همچنین معتقد است که این کتاب فقط یک راهنمای اخلاقی و اجتماعی نیست؛ بلکه معرفی کنندة روح و حقیقت تعلیمات دین، و ترازوی سنجش برای هر جامعه ای است که سنگ اسلام را به سینه می زند.

نویسنده در بازنویسی این کتاب، ابتدا اکثر داستان های تکراری کتاب را حذف کرده است. داستان هایی که ابتدا نو بوده، مطهری برای ما از دل تاریخ و حدیث بیرون کشیده- و البته حالا بعد از ۵۰ سال بس که تکرار شده اند و در کتاب ها دوباره چاپ شده اند و انیمیشن ها از آنها ساخته اند، دیگر برای ما تکراری شده. مثل داستان پیامبر و مواجهه اش با دو حلقه عبادت و درس در مسجد. داستان هایی که هیچ جنبه داستانسرایی نداشتند هم حذف شدند. این طوری، ۶۰ داستان باقی ماند.

در مرحله بعد همان اصولی که استاد کمابیش سعی کرده است در نوشتن داستان ها به کار بگیرد را با تأکید بیشتری به کار گرفته است، مثل «ساده سازی» و «پرهیز از بیان نتیجه» که در مقدمه کتاب هم مورد اشاره استاد بوده. و نیز اصولی که استاد بی آن که متذکرشان شود به کارشان گرفته: اختصار حداکثری، اجتناب از ترجمه های تحت اللفظی، تغییر زاویه دید و غیره. البته که بعد از گذشت ۵۰ سال و با تغییر زبان و ذائقه و ذهنیت مردم، ساده سازی و کوتاه سازی و غیره، در این زمان مصادیق متفاوتی دارند. و همین امروزی سازی بیشتر، دغدغه اصلی نویسنده در بازنویسی بوده است.

برخی از عناوین کتاب عبارتند از: دو برادر یک امام؛ مساحت گردو؛ در بزم خلیفه؛ اسلام با طعم اموی؛ کابوس؛ پیراهن خلیفه؛ شاگرد بی استعداد؛ میوه طائف؛ قرق؛ جوانمردانه؛ شکایت روزگار؛ حیله؛ امتحان هوش؛ وقتی چوب خط همسایه پر شده بود؛ ک مثل کافر؛ نان و دوغ حکیم؛ و حبیب خدا.



طبقه بندی: حکایت،
برچسب ها: شهید مطهری، داستان راستان، حبیب خدا،