تبلیغات
شهید مطهر - روی آورد استاد مطهری در تبیین دینداری
تاریخ : پنجشنبه 24 اسفند 1391 | 03:10 ب.ظ | نویسنده : مستور
پایه های فکری استاد شهید مطهری را می توان در “نظریه فطرت” ایشان جستجو نمود و شاید هم به همین جهت باشد که ایشان از فطرت با عنوان اصل مادر در معارف اسلامی یاد می نمایند. (جامعه و تاریخ، 105) نظریه فطرت استاد یکی از مهمترین نظریات منشا دین می باشد. ایشان معتقد بودند که دین امری فطری است چه در ناحیه بینشی و چه در ناحیه گرایشی. فطری بودن دین در ناحیه بینشی بدین معناست که گزاره “خدا وجود دارد” فطری است و در ناحیه گرایشی به معنای این است که انسان فطرتا به خدا گرایش دارد.(1)

از این رو است که استاد مطهری، در مطالعات خود در باب دین گریزی اصل را بر دینداری نهاده و آنگاه به علل گرایش به مادیگری می پردازند. به عبارت دیگر از آنجا که ایشان معتقد بودند که دین فطری است و در نتیجه ذاتی انسان می باشد، گرایش به آن مستغنی از دلیل دانسته و لذا به جای اینکه مانند دیگران به بررسی علل گرایش به دین و منشا دین بپردازند، با مسلم گرفتن اصل دینداری به بررسی علل گرایش به مادیگری می پردازند:

«طرح این بحث به این کیفیت که علل گرایش مادی چیست، طبعا نمودار این است که ما مدعی هستیم انسان بالطبع نمی بایست گرایش مادی پیدا کند. مادیگری یک جریان مخالف طبیعت و فطرت انسان است و چون برخلاف اصل است باید به جستجوی علت آن پرداخت و از سببی که آن را برخلاف اصل و قاعده به وجود آورده کاوش نمود ... این نظریه، درست برخلاف آن است که در کتب » تاریخ ادیان « معمولا اظهارنظر می کنند. نویسندگان آن کتب غالبا به دنبال این می گردند که چرا بشر گرایش دینی پیدا کرد؟ از نظر ما گرایش دینی نیازی به پرسش ندارد. آن کشش فطرت است، بلکه باید کاوش کرد که چرا بشر گرایش به بی دینی پیدا کرد؟» (علل گرایش به مادیگری، 47-46)

البته بررسی عمیق و ریشه ای نظریه فطرت استاد و نتایج آن خود مجال دیگری می طلبد و پرداختن به آن از حوصله این مقال خارج است. لکن از همین جاست که دغدغه مهم استاد شهید و طرح اصلی این تحقیق شکل می گیرد. روشن شد که به نظر
شهید مطهری، می بایست به علل گریز از دین پرداخت نه علل گرایش به آن. با بررسی اجمالی اکثریت آثار ایشان، در خواهیم یافت که این نکته همواره مدنظر ایشان بوده است.

« دین مقدس اسلام یک دین ناشناخته است. حقایق این دین تدریجا در نظر مردم، واژگونه شده است و علت اساسی گریز گروهی از مردم، تعلیمات غلطی است که به این نام داده می شود ... بدین سبب این بنده وظیفه خود دیده است که در حدود توانایی در این میدان انجام وظیفه نماید.» (عدل الهی ، 14)

از این رو است که استاد شهید کمر همت بسته و در پی بررسی و کشف علل دین گریزی برآمد و بیشتر و بلکه تمام عمر فکری خود را صرف این نکته نمود و در نهایت نیز با خون خود نهال خود کاشته مبارزه با انحراف را آبیاری نمود.بخش مهمی از علل دین گریزی مردم را می توان به {نگرش های نادرست دینی} نسبت داد و باید متذکر گردید که عمده فعالیت های استاد به بررسی این بخش از علل گریز از دین و راهکارهای تصحیح آن معطوف می گردد. استاد شهید مطهری به کرات، نادرستی برخی نگرش های دین را متذکر شده و پیامدهای ناخوشایند آن را گوشزد فرموده اند:

« توحید ما، توحید مسخ شده است، نبوت ما، نبوت مسخ شده است، ولایت و امامت ما، مسخ شده است. اعتقاد به قیامت ما، کم و بیش همین طور، تمام دستورهای اصلی اسلام در فکر ما همه تغییر شکل داده. در دین صبر هست، زهد هست، تقوا هست، توکل هست، تمام اینها بدون استثنا به صورت مسخ شده در ذهن ما موجود است.” (ده گفتار، 144)» نتیجه اینکه اسلام هست اما اسلام بی خاصیت و بی اثر، اسلامی که دیگر نمی تواند حرارت بدهد، نمی تواند حرکت وجنبش بدهد، نمی تواند نیرو بدهد. (حق و باطل، 82)

لکن با این وجود باید دانست که اسلام برای بازسازی ضایعه هایی که بر پیکره اندیشه دینی وارد می آید مکانیسم و فرآیندهایی را طراحی نموده است. نگاهی کوتاه به تاریخ تفکر دینی نشان دهنده این خواهد بود که با وجود تمام موانع و هجوم ها، فکر دینی همواره چه در میان عوام و چه در میان خواص، حرکتی رو به رشد و بالنده داشته است، گرچه در این مسیر از کندی هایی نیز دور نبوده است.

بدون شک این سیر پیشرو را باید مرهون متفکرانی چون مطهری دانست که دغدغه مهمشان همواره این بوده است که از انحراف در مسیر حرکت اندیشه دینی جلوگیری نموده و به اصلاح و تصحیح نگرش های نادرست به تعالیم دینی بپردازند. این احساس وظیفه و نگرانی و ضرورت دخالت متفکران در اصلاح نگرش های نادرست است که در تفکر مطهری موج می زند:

حدیث معروفی است: اذا ظهرت البدع فعلی العالم ین یظهر علمه والا فعلیه لعنه الله ... اگر بدعت ظاهر شد در میان مردم، برداناست که اظهار بکند و بگوید. این حدیث شریف، وظیفه احیای دین را که در درجه اول بر عهده طبقه علما است بیان می کند از راه مبارزه با بدعت ها و تحریف ها” (ده گفتار، 151-150)

توجه به کتاب هایی چون “نهضت های اسلامی درصد ساله اخیر”، “علل گرایش به مادیگری” و ... و مقالاتی مانند “احیای فکر دینی”، “مقدمه کتاب انسان و سرنوشت”، “مقدمه کتاب عدل الهی” و ... به خوبی گویای این نکته است که استاد شهید، مبارزه با انحراف و تلاش برای زنده نمودن تفکر دینی و اصلاح گری را سرلوحه فعالیت های خود قرارداده بود و می توان به صراحت ادعا نمود که تصحیح نگرش های دینی مهمترین دغدغه و محور فعالیت های ایشان بوده است:

«این بنده از حدود بیست سال پیش که قلم به دست گرفته، مقاله یا کتاب نوشته ام، تنها چیزی که در همه نوشته هایم آن را هدف قرار داده ام حل مشکلات و پاسخگویی به سوالاتی است که در زمینه مسائل اسلامی در عصر ما مطرح است. نوشته های این بنده، برخی فلسفی، برخی اجتماعی، برخی اخلاقی، برخی فقهی و برخی تاریخی است. با اینکه موضوعات این نوشته ها کاملا با یکدیگر مغایر است، هدف کلی از همه اینها یک چیز بوده و بس» (عدل الهی، 14)

مصادیق فراوانی از این دغدغه را می توان در جای جای آثار آن شهید فرزانه مشاهده نمود. به عنوان نمونه استاد خود به مسئله زن و تحقیقات خود در این زمینه اشاره می فرمایند:

«در سه چهار سال اخیر، قسمت زیادی از وقت خود را صرف مسائل اسلامی مربوط به زن و حقوق زن کردم ... از این رو وقت خود را صرف این کار کردم که احساس کردم جریان، تنها این نیست که عملا انحرافاتی در این زمینه پدید آمده است. جریان این است که گروهی در سخنرانی ها، در سر کلاس مدارس و در کتاب ها و مقالات خود، نظر اسلام را درباره حقوق و حدود وظایف زن به صورت غلطی مطرح می کنند و به مصداق خود می کشی و خود تعزیه می خوانی، همان ها را وسیله تبلیغ علیه اسلام قرار می دهند و متاسفانه توده اجتماع مسلمان، با منطق اسلام در این موضوعات - مانند بسیاری از موضوعات دیگر - به هیچ وجه آشنا نیست. لهذا با کمال تاسف افراد زیادی را اعم از زن و مرد نسبت به اسلام بدبین ساخته اند. این بود که لازم دانستم منطق اسلام را در این زمینه روشن کنم تا بدانند نه تنها نتوان ایرادی بر منطق اسلام گرفت، بلکه منطق مستدل و پولادین اسلام درباره زن و حقوق زن و حدود وظایف زن بهترین دلیل بر اصالت و حقانیت و جنبه فوق بشری آن است.» (عدل الهی، 16-15)

البته در میان بررسی صرفا نظری دیدگاه ها و فعالیت های فکری استاد و تمجید و تحسین آن، نباید ما را از تاثیر فعالیت های این بزرگوار غافل نماید که این تاثیر عملی خود موید قوی تر و استدلالی مستحکم تر است بر اثبات دیدگاه های آن شهید فرزانه، استاد در مورد تاثیر فعالیت هایشان درباره زن می نویسند:

«این بنده خدا را سپاسگزار است که احساس می کند، فعالیت های قلمی ناقابل او در این میدان، چه جراید و مجلات و چه به وسیله این کتاب، اثر نیک محسوسی داشته است. تا آنجا که اطلاع دارد نشر این کتاب تاثیر فراوانی در اصلاح عقاید و افکار این نسل داشته است، حتی بعضی از بانوان به اصطلاح متجدد عملا در وضع خود تجدیدنظرکرده اند.» (مسئله حجاب،14 )

تلفیق استحکام بنیه نظری و تاثیر عملی دیدگاه های این اندیشمند بزرگ، ضرورت پرداخت به اندیشه های او که پیش از این نیز مورد تاکید بزرگانی چون امام(ره) بوده است، را بیش از پیش روشن می سازد. از این روست که نگارنده دست به قلم برده و می کوشد تا سهمی هرچند ناچیز در معرفی و پیشبرد نظریات استاد شهید داشته باشد.



پی نوشت ها:
1- قائمی نیا، علیرضا، درآمدی بر منشا دین، ص
176



طبقه بندی: استاد مطهری،
برچسب ها: شهید مطهری، تبیین دینداری، نظریه فطرت،