تبلیغات
شهید مطهر - جلوه های معنویت در آثار،بیانات و زندگی شهید مطهری
تاریخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 10:29 ق.ظ | نویسنده : مستور
انسانهای بزرگ در طول تاریخ با تلاش‏ های بی وقفه خود مسیر تكامل را هموار ساختند، از گردنه‏ های هول ‏انگیز و خطرناك آن بالا رفتند و پرچم معنویت و عزت انسانی را بر فراز قله‏ های ایمان و دانش به اهتزاز در آوردند.در این میان عالمان و دانشمندان اسلام كه وارثان حقیقی انبیأ و اوصیأ الهی و ادامه دهندگان راه آن مردان الهی ‏اند، جایگاه ویژه ‏ای دارند. آنان شبانه روز به سازندگی خود و جامعه پرداخته و همانند مشعلی فروزان فراروی انسانیت را روشن نموده ‏اند.آشنایی با جلوه‏ های زندگی این رادمردان الهی، انسان را در پیمودن راه كمال و معنویت علاقمند و مصمم می‏ سازد و پویندگان طریق انسانیت را همتی بلند بخشیده و راه سلوك معنوی را برای آنان به ارمغان می ‏آورد.

انسان یك سیر كمالی‏ باطنی دارد كه از حدود جسم و ماده و زندگی فردی و اجتماعی بیرون است واز یك سلسله مقامات معنوی سرچشمه می‏گیرد انسان با عبودیت و اخلاص خود عملا در آن سیر می‏ كند ، احیانا در همین دنیا و اگر نه ، در جهان دیگر كه‏ حجاب برطرف شد همه مقاماتی را كه طی كرده - كه همان مقامات و مراتب‏قرب و در نتیجه ولایت است مشاهده می‏نماید.به عبارت دیگر انسان در باطن حیات ظاهری حیوانی خود یك حیات معنوی دارد. استعداد حیات‏ معنوی در همه افراد از نظر رشد و كمال ،از اعمال و اهداف انها سرچشمه می‏ گیرد كمال و سعادت انسان و همچنین سقوط و شقاوت او به حیات معنوی او وابسته است  به اعمال و نیات‏ و اهداف او و به اینكه با مركب اعمال خود به سوی چه هدف و مقصدی پیش‏ می‏رود . از نظر اسلام ، معنویت جدا از زندگی‏ در این جهان وجود ندارد همان طور كه اگر روح از بدن جدا شود ، دیگر متعلق ‏به این جهان نیست و سرنوشتش را جهان دیگر باید معین كند ، معنویت جدا از زندگی نیز متعلق به این جهان نیست و سخن از معنویت منهای زندگی دراین جهان بیهوده است .

استاد مطهری رحمه الله از معدود عالمانی است كه علم و حكمت و عرفان را به هم آمیخته و از وجود خویش چهره‏ای نورانی و معنوی برای جامعه ظلمت‏ زده زمان خود ساخت. شناخت ابعاد شخصیت این شهید آگاه و مرد اندیشه و عمل برای تمام دین‏داران، آزادمردان و به ویژه نسل جوان سازنده و حركت آفرین است.دراین مقاله قصد داریم با تشریح معنا، مفهوم و مولفه های معنویت، جلوه های آن را در آثار ،مکتوبات وزندگی شهید مطهری  قدمی کوچک در معرفی آن راد مرد بزرگ برداریم.

بررسی جلوه های معنویت در زندگی شهید مطهری

معنا ومفهوم معنویت
«معنویت» در لغت مصدری جَعلی، و از واژه «معنوی» ساخته شده است. معنوی نیز با افزودن یای نسبت به آن، از واژه معنی كه خود مصدر میمی بوده و مفاد آن مقصود و مراد است، مشتق گردیده است. بنابراین، معنوی یعنی منسوب به معنی و در مقابل لفظی است. این كلمه در معانی دیگری از جمله: «حقیقی، راست، اصلی، ذاتی، مطلق، باطنی، و روحانی» نیز به كار می‏رود.

معنویت  حالتی از حالت های ‏های روحی وروانی انسانی است که در زمره سایرحالت‏ های او قرار می‏ گیرد و دارای روشها ،اهداف و قالبهای مختلفی است معنویت دو گونه دینی و غیر دینی دارد. آنچه در معنویت جدید به روشنی تازگی دارد آن است كه جدای از روان و خارج از خود، اغلب امر متعالی وجود ندارد. دیگر زندگی معنوی فرد در سایه روح‏القدس یا یك قدرت الهی دیگر نظام نمی‏ یابد، بلكه معنویت در سایه توانایی‏ها و امكانات بالقوه خود روان آدمی شكل می‏گیرد.معنویت اسلامی  مجموعه‏ای از حالت‏ها را شامل می ‏شود كه در چارچوبه برنامه دین اسلام درارتباط با خدا به صورت‏ های مختلف بر روان انسان عارض می ‏شود هر چند این حال به مرور برای آدمی حال غالب و حتی همیشگی شود، حالتی از حالت‏های انسان است كه در سایه برنامه اسلام پدید می ‏آید.

این حالت باید در سایه پذیرش و عمل به برنامه اصیل اسلامی حاصل شود تا بتوان آن را معنویت مطلوب دانست. درغیر این صورت حالت پدید آمده هرچند با سایر حالت‏های انسان تفاوت دارد و ممكن است بسیار شگفت‏ انگیز، لذت‏بخش و بهت ‏آمیز باشد و یا موجب كمال و برطرف ‏كننده موانعی نیز باشد، ولی در زمره حالت‏های معنوی مورد نظر در دین اسلام به حساب نمی ‏آید. بنابراین، حالت‏ هایی كه با برنامه ‏های خود ساخته نظیر برنامه‏ های یوگا، ذن، و مواد روان گردان پدید می ‏آید، هرچند از لحاظ پدیدار شناختی با حالت‏های معنوی اسلامی تفاوت نداشته باشد، حالت معنوی اصیل به حساب نمی آید.

این حالت باید در ارتباط با خدا تحقق پیدا كند. البته ارتباط با خدا صور مختلفی دارد كه هر كدام به نوبه خود از مصادیق معنویت می ‏باشند، یاد خدا به صورت‏های مختلف، یاد و راز و نیاز با اولیای خدا و واسطه ‏های فیض، عمل به برنامه دینی اسلام هرچند عمل قربی نباشد، همه از مصادیق معنویت می‏باشد. بنابراین، به طور مشخص گفت‏وگوی كلامی با خدا از طریق دعا، عمل به دستورات قربی و غیرقربی، قرآن خواندن، با واسطه‏ های فیض یعنی اولیای خدا سخن گفتن ـ مثلا دعای توسل خواندن ـ همه از مصادیق معنویت هستند. البته همه این‏ها آدمی را به سوی صفات مطلوب انسانی سوق می ‏دهند كه همان سیر به سوی مظهر صفات الهی شدن است كه در نهایت فرد خالق خود را به عینه درك می‏كند.

معنویت و دین
دین و دینداری از مهم‏ترین ابعاد وجود آدمی سرچشمه می‏ گیرد. امروزه اکثر قریب به اتفاق افراد بشر رفتار دینی دارند. تمام ادیان، اعم از الهی و یا بشری، كم و بیش برنامه‏ های معنوی ارائه كرده‏ اند.معنویت همواره با ادیان قرین بوده است، به گونه ‏ای كه حتی امروز افراد با شنیدن واژه معنویت آن را از خدا، كه محور ادیان می‏ باشد، جدا نمی‏دانند. هر چند در این باب كم و بیش تفاوت‏هایی نیز در ادیان مختلف وجود دارد.

مولفه های معنویت در اسلام
دین اسلام بی ‏تردید از ادیان الهی و  آخرین برنامه ارسالی از سوی خدا به بندگان می ‏باشد. طراحی و ساختار این دین به گونه ‏ای است كه معنویت درسراسر آن به چشم می‏ خورد. موضوع یا محل معنویت، انسان است. معنویت حالتی از مجموعه حالت‏ های آدمی است كه در برخی مواقع به آن دست می‏ یابد. ظاهرا حالت‏ های معنوی یا آنچه را افراد از آن به حالت‏های خاص یاد می‏ كنند، برای همه به صورتی پدید می‏ آید. به عبارت دیگر، انسان ظرفیت روی آوردن، ایجاد، یا رسیدن به این حالت‏ها را دارد. ولی مهم آن است كه بتوان درباره انبوه حالت‏ هایی كه از آن به نام معنویت یاد می‏ شود، یا ابزاری كه برای وصول به آن در نظر گرفته می‏ شود، حالت‏ها و ابزارهای مناسب را انتخاب كرد.

گفته شد که معنویت در اثر اعمال و رفتار مناسب با دستورات الهی در زندگی انسان پدید می اید پاره ای از این عناصر معنویت ساز در زندگی  شهید مطهری عبارتند از: خدا ویاد خدا، عبادت، اخلاص،دعا،عمل صالح، توسل، نماز اول وقت، زهد،همدردی و همدلی با ضعفاء محرومان، بیچارگان و افتادگان.

در اینجا به شرح وتوضیح انها در زندگی شهید مطهری می پردازیم..

1- خدا و یاد خدا
آغاز و پایان معنویت در اسلام به خدا ختم می‏ شود. اولین قدم در معنویت اسلامی، پذیرش موجودی برتر و تأثیرگذار تام در زندگی انسان و عالم هستی می‏ باشد. بدون اعتراف اجمالی به چنین واقعیتی، معنویت اسلامی شروع نمی‏ شود. در قرآن می‏ خوانیم: (هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَیٍْ عَلِیمٌ) (حدید: 3) آیات اول سوره عصر نیز آغاز حركت انسان را به نحو صحیح بیان می‏ كند كه با ایمان به خدا شروع می‏ شود و با خصوصیات ویژه‏ ای پایان می‏ یابد. برخی خصوصیات آن به طور پراكنده در متون دینی نظیر قرآن و روایات آمده است. مثلا، در قرآن ویژگی‏ هایی برای خدا ذكر شده كه انسان در سیر معنوی خود دقیقا به مفاد آن‏ها علم پیدا می‏كند، به گونه‏ ای كه دیگر تردید در وجود او باقی نمی‏ ماند. ویژگی‏ های روانی او نیز صورتی خاص می‏ یابد، به گونه ‏ای كه هیچ امری در زندگی او را از یاد خدا باز نمی‏ دارد، نفس آرام می ‏شود و دیگر دغدغه‏ ای سراغ او نمی‏ آید. اینكه خدا فرموده: ما از رگ گردن به تو نزدیك‏تریم، چنین رابطه ‏ای را در عالی‏ ترین حدّ ممكن درك می‏كند و صفات جمال و جلال خدا را می‏ فهمد و تسلیم محض می‏گردد و سؤالی برایش باقی نمی‏ ماند؛ یعنی از آن نقطه‏ ای هم كه حضرت ابراهیم فرمود: خدایا به من نشان بده كه چگونه مردگان را زنده می‏ كنی، می‏ گذرد و در مسیر مستقیم با سرعت وصف ‏ناپذیر در محضر خدا به حركت در می‏ آید. بی‏ تردید بهترین ویژگی‏ های انسان كامل همان است كه در زندگی‌ائمه‌(دوازده امام) در شرایط مختلف نمودار گشت؛ مانند آنچه از پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، علی(علیه‌السلام) و اولاد معصوم او سراغ داریم كه به تفصیل از آن بحث شده است.

شهید مطهری می فرمایند:ریشة همة آثار معنوی اخلاقی واجتماعی كه در عبادت است در یك چیز است: یاد حق وغیر او را از یاد بردن.{سیری در نهج البلاغه/ ص303»}

ذكر خدا و یاد خدا كه هدف عبادت است، دل را جلا می دهد و صفا می بخشد و آن را آمادة تجلیات الهی قرار می دهد، علی درباره یاد حق كه روح عبادت است چنین می فرماید:خداوند یاد خود را صیقل دلها قرارداده است، دلها بدین وسیله از پس كری، شنوا و از پس نابینایی ، بینا و از پس سركشی و عناد، رام می گردند؛ همواره چنین بوده و هست كه خداوند متعال در هر برهه ای از زمان و در زمانهایی كه پیامبری در میان مردم نبوده است بندگانی داشته و دارد كه در سرّ ضمیر آنها با آنها راز می گوید و از راه عقلها یشان با آنان تكلم می كند. »{نهج البلاغه/ خطبه 222»}

 ذكر خدا و یاد خدا كه هدف عبادت است، دل را جلا می دهد و صفا می بخشد و آنرا آمادة تجلیات الهی قرار می دهد، علی درباره یاد حق كه روح عبادت است چنین می فرماید:به هراندازه كه انسان بیاد خدا باشد كمتر معصیت می كند، معصیت كردن و نكردن دائر مدار علم نیست، دائر مدار غفلت و تذكر است، بهر اندازه كه انسان غافل باشد یعنی خدا را فراموش كرده باشد، بیشتر معصیت می كند، بهر اندازه كه خدا بیشتر بیادش بیاید كمتر معصیت می كند.{گفتارهای معنوی/ ص 79»}

2-عبادت
برنامه دینی و فراگیری كه از ناحیه خداوند برای سیر آدمی تا مرحله رشد نهایی آمده، تمام خصوصیات یك برنامه كامل را داراست؛ یعنی خلقت انسان هدفمند است، چنان‏كه در آیه قرآن آمده است: «من جن و انس را تنها به منظور عبادت خود آفریده ‏ام.» (ذاریات: 56) و یا خداوند می‏فرماید: «آیا پنداشته‏ اید كه ما شما را بدون هیچ هدفی خلق كرده‏ایم و شما به سوی ما باز نمی‏گردید؟» این برنامه نیز در راستای همین هدف قرار دارد؛ یعنی در ابعاد مختلف گام به گام دست انسان را می‏ گیرد تا به مقصد نهایی برساند.

 استاد مطهری از همان اوان جوانی به موازات وارد شدن در عرصه علمی از خودسازی و حیات معنوی خود غافل نشد ، بلكه توأمان در این دو عرصه با موفقیت گام برداشت .

رهبر معظم انقلاب درباره ی استاد شهید مطهری فرموده اند :« مرحوم مطهری یك مرد اهل عبادت ، تسویه ، تزكیه اخلاق و روح بود . بسیاری از توفیقات مرحوم مطهری بر اثر همین حالات بود كه بركات معنوی و آن حال توجه و عبادت و عرفان ، ایشان را موفق كرده بود . و این جنبه در ابعاد شخصیتی استاد مطهری واقعاـ فصل بسیار شور انگیزی را مطرح می كند و از این لطفی كه خداوند در حق استاد مطهری كرده بود ، غبطه می خورم .(حاصل عمر ، یازدهمین سالگرد شهید مطهری ، ص 62-63)

استاد مطهری همواره با وضو در كلاس درس دانشگاه و حوزه حضور می یافت و حضورش آن چنان روحانیتی به مجلس می بخشید كه شنونده با تمام وجود معنویت و قداست آن را درمی یافت و به نسبت آمادگی هایش در جذبه های الهی آن مستغرق می گردید . شهید مطهری در مدت 24 سالی كه در دانشگاه تهران تدریس داشت به دانشجویان توصیه می كرد كه دانشگاه به منزله مسجد است ، سعی كنید بدون وضو وارد دانشگاه نشوید ، ایشان به یكی از دانشجویان فرمود : « من هیچ وقت ، بدون وضو وارد كلاس درس نمی شوم  » (مطهر اندیشه ها ، ج 1 ، ص 28)

خود شهید مطهری  در مورد عبادت می فرمایند:یكی از حاجت های بشر پرستش است. پرستش حالتی را می گویند كه در آن انسان یك توجهی می كند از ناحیة باطنی خودش به آن حقیقتی كه او را آفریده است و خودش را در قبضة قدرت او می بیند، خودش را به او نیازمند و محتاج می بیند.(اسلام و مقتضیات زمان/ ص 292)

 در اسلام عبادت به صورت یك سلسله تعلیمات جدا از زندگی كه صرفاً به دنیای دیگر تعلق داشته باشد وجود ندارد، عبادات اسلامی با فلسفه های زندگی توأم است و در متن زندگی واقع است.{ اسلام و مقتضیات زمان/ ص 292»}

انسان نمی تواند بدون عبادت زیست كند؛ همه مردم به شكلی و بنوعی عبادت و پرستش دارند و این پرستش جزء غرائز ذاتی و فطری بشر است، یعنی بشر فطرتاً گرایش دارد كه یك چیزی را تقدیس و تنزیه كند و خویشتن را به او نزدیك نماید.

وقتی برنامه زندگی ما براساس تكلیف و رضای حق تنظیم شد، آن وقت خوردن ما، خوابیدن ما، راه رفتن ما، حرف زدن ما و خلاصه زندگی و مردن ما یكپارچه می شود اخلاق، یعنی یكپارچه می شود كارهای مقدّس.{فلسفه اخلاق/ ص 127»}

از عبودیت آن چیزی كه نصیب انسان می گردد این است كه ضمن یك روشن بینی، خواهشها و تمایلات نفسانی انسان مسخّر وی می گردد. به عبارت دیگر اولین اثر عبودیت، ربوبیت و ولایت بر نفس اماره است.{كتاب گفتار ماه/ سخنرانی دوم از جلد اول»}

عبادت آنگاه اثر خود را می بخشد كه جذب روح شود و روح از آن به طور صحیح تغذیه نماید. همانطور كه معنی استفاده از غذای خوب این نیست كه هر چه بیشتر بهتر، معنی استفاده از عبادت نیز آن نیست. عبادت باید با نشاط روح توأم باشد.{امدادهای غیبی/ ص 105»}

بندگی خدا همیشه مساوی است با آزاد شدن از غیر خدا. چون ادراك عظمت الهی همیشه ملازم با ادراك حقارت غیر خدا و وقتی انسان غیر خدا را هرچه بود حقیر و كوچك دید، محال است انسان حقیر را از آن جهت كه حقیر است بندگی كند.(گفتارهای معنوی/ ص92-83»

بندگی خدا آزادی آور است. اگر انسان خدا را به عظمت بشناسد، بندة او می شود و لازمه بندگی خدا، آزادی از غیر خداست.{گفتارهای معنوی/ ص92-83»}

از نظر اسلام، معنویت جدا از زندگی در این جهان وجود ندارد. همان طور كه اگر روح از بدن جدا شود، دیگر متعلق به این جهان نیست و سرنوشتش را جهان دیگر باید معین كند، معنویت جدا از زندگی نیز متعلق به این جهان نیست و سخن از معنویت منهای زندگی در این جهان بیهوده است.{مجموعه آثار / 3/ (ولاها و ولایتها) / ص293»}

3- اخلاص
اخلاص به معنای پاك بودن رفتار و كردار آدمی از تظاهر و ریا ، اكسیر نابی است كه عبادت را قابل عرضه در پیشگاه الهی می كند و عمل بدون اخلاص چون خانه بر ماسه بنا كردن است.انسان های خردمند جز با اخلاص به پرستش نمی ایستند و جز با نیت پاك به ستایش نمی نشینند . استاد مطهری درباره اخلاص می فرماید :« كار برای خود كردن نفس پرستی است ، كار برای خلق كردن بت پرستی است ، كار برای خدا و برای خلق كردن شرك و دوگانه پرستی است ، كار خود و كار خلق برای خدا كردن توحید و خداپرستی است . ‌»(جهان بینی توحیدی ، ج 2 ، ص 83)

مسأله ای كه برای زندگی استاد مطهری وجود داشت این بود كه همیشه می خواست نامش مخفی باشد و این دلیلی بود بر خلوص نیت ایشان و دور بودن از ریا ، چرا كه معتقد بود : « كار باید انجام شود ، حال به اسم هركس ، مهم هدف ماست كه باید به آن برسیم . »(سیمای استاد در آیینه نگاه یاران نوشته سید حمید جاوید موسوی ، ص 95)

 اینكه در اسلام به مسألة نیـت تا این اندازه توجه شده ، برای جلوگیری از این است كه عبادتها آنچنان عادت نشود كه به واسطة عادت، به یك كار طبیعی و غیر ارادی و غیر فكری و غیر هدفی و كار بدون توجه كه هدف درك نشود و فقط به پیكر عمل توجه گردد تبدیل شود.(تعلیم و تربیت در اسلام / ص 197»

4- توسل
معنویت در اسلام به ویژه در میان شیعیان، در برخی مراتب آن، بدون واسطه میسّر نیست. در اسلام شیعی  بدون پیامبر و امام معصوم نمی‏توان به نهایت مطلوب انسانی دست یافت امام رضا(علیه‌السلام) فرمود: من از شروط كلمه «لاالهَ الاالله» هستم كلام حضرت از یك واقعیت ارتباطی در نفس الامر حكایت می كند. به عبارت دیگر، اگر كسی «یا الله» را بدون توجه به معارف محمدی و علوی بگوید، آیا در مسیر صحیح سیر به سوی خداوند قرار دارد یا خیر؟ در اینجا برای  روشن شدن موضوع وانواع ارتباطاتی که انسان به خدا دارد به چند نكته اشاره می‏كنیم :

1. ارتباط ذاتی: انسان با خدا ارتباط ذاتی دارد؛ به این معنا كه در ذات خود به علت خود وابستگی تام دارد.

2. آشنایی ذات انسان با خالق: انسان در این آشنایی ذاتی و اعتراف به وجود و سلطنت، به واسطه نیاز ندارد؛ یعنی اگر پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امام(علیه‌السلام) هم نباشد، چنین ارتباط و شناخت ذاتی برای انسان وجود دارد

3. رابطه از راه دور و مفهومی: در این نوع رابطه هر چند انسان می‏تواند بدون نیاز به واسطه با خدای خود ارتباط برقرار كند، مثلا او را صدا بزند، ولی انتخاب مفاهیم، كه نمود باور انسان درباره خدا هستند، باید از شناختی صحیح ناشی شوند، تا پیش برنده باشند. در قرآن، برخی باورهای نادرستی كه نسبت به خدا در انسان وجود دارد، ذكر شده است: «انسان را وقتی خدا می‏ آزماید و روزی او را تنگ می‏ گیرد، می‏ گوید: خدا مرا خوار گردانید.» (فجر: 15) یا وقتی از حضرت علی(علیه‌السلام) پرسیدند، توحید چیست؟ حضرت در پاسخ فرمودند: «توحید آن است كه خدا را توهم نكنی؛ یعنی او را به‏ گونه ‏ای خاص به ذهن نیاوری و عدل آن است كه خدا را متهم نكنی.» ظاهرا آدمی در وصف مفهومی خالق و كیفیت ارتباط خود با او دچار اشتباه می‏ شود. بنابراین، در دریافت این مفاهیم و انطباق آن‏ها بر خداوند به انسانی نیاز دارد كه در حدّ تام ظرفیت انسان، این رابطه را بداند. هر چند در فهم برخی مفاهیم مانند «وجود خدا، قدرت، رازقیت» به طور عام، دچار مشكل نمی‏ شود و رابطه ‏ای ناقص می‏تواند با خدا برقرار كند. دعای كمیل را در نظر بگیرید: تمام شروع و پایان این دعای شریف یك رابطه مفهومی در قالب الفاظ با خدا می‏ باشد. این رابطه در جای خود، از نوعی رابطه متناسب با خدا حكایت می‏ كند. تمام دعاها از همین دست می ‏باشند كه تربیت شدگان آستان الهی در قالب آن‏ها با خدا رابطه برقرار كرده‏ اند و به دیگران نیز آموخته‏ اند. این نوع وساطت، كه از نوع واسطه در اثبات می ‏باشد، بی ‏تردید در زندگی انسان‏ها ضرورت دارد و بدون آن آدمی به سختی به اوصاف خداوند دست می‏ یابد.

4. رابطه عملی و برنامه ‏ای: یعنی ارائه برنامه تربیت معنوی كه انسان را به كمال مقصود می‏ رساند. همچنین كمك به انسان در برخی‏ شرایط به صورت تكوینی تا آدمی همواره در مسیرمستقیم قرار گیرد. در اینجا نیز برنامه باید ارسالی باشد. هر برنامه دیگری كه از عقل بشری سرچشمه گیرد، ممكن است انسان را به جای برساند كه به جایی شكوفا شدن، به پژمردگی بگراید. بنابراین، این رابطه نیز از نوع رابطه در اثبات می‏ باشد.
 
5. وصول و رابطه واقعی: در وصول واقعی و ارتباط وجودی طبق قاعده و بیان روایات، این رابطه واقعی و بدون واسطه می ‏باشد. هر چند ممكن است در تسهیل رابطه افرادی مانند پیامبر و اوصیای او كمك كنند و موانع را برطرف نمایند.

6. تدرّج در رابطه: رابطه اختیاری انسان در آغاز با رابطه مفهومی و وصفی آغاز می ‏شود و در قالب یك برنامه همه جانبه و مؤثر در ابعاد وجودی انسان به پیش می‏رود و در نهایت، به لقاء تام و درك حضوری و اختیاری منجر می‏ شود. مراد از معنویت اسلامی مقصود رابطه ‏ای كه در برخی شرایط اضطراری و بدون اختیار آن را درك می‏كند، نیست.بنابرین معلوم می شود که انسان برای تکامل وجودی خود نیاز به توسل دارد.

 توسل به اهل بیت عصمت و طهارت كه انسان را در درگاه خداوند ، بزرگ و آبرومند می سازد ، یكی دیگر از ویژگی های حیات معنوی استاد مطهری بود . مردان بزرگ حتی برای كشف مجهولات و پی بردن به حل مشكلات علمی دست به توسل می زنند تا در اثر كسب فیض از خاندان وحی ، گره از مشكل خویش بگشایند . استاد مطهری نه ننها به اهل بیت عشق می ورزید ، بلكه عشق خویش به دیگران را بر این پایه استوار كرده بود . یكی از دوستان شهید مطهری می گوید به او عرض كردم چرا شما فوق العاده از علامه طباطبایی تجلیل می كنید و تعبیر « روحی فداه » جانم فدایش را در مورد ایشان به كار می گیرید . استاد مطهری فرمود :« من فیلسوف و عارف بسیار دیده ام ، ولی احترام من از ایشان به خاطر این است كه او عاشق و دلباخته اهل بیت است . علامه طباطبایی در ماه رمضان پیاده به حرم مشرف می شد و روزه خود را با بوسه بر ضریح مقدس حضرت معصومه (س) افطار می كرد ، سپس به خانه می رفت و غذا می خورد . این ویژگی علامه طباطبایی مرا به شدت شیفته ایشان نموده است . » (پیام انقلاب ، ش 123)

5- دعا
استاد مطهری با دعا و نیایش رابطه خاصی داشت و دعا در زندگی پر بار استاد مطهری از موقعیت ویژه ای برخوردار بود . از جمله او مقید بود آخر روز جمعه دعا بخواند ، روزی كه در منزل یكی از دوستانش جلسه ای بود با متانت و بزرگی فرمود :« من اجازه می خواهم مقداری دعا بخوانم ، چون ساعت آخر روز جمعه است ، اگر جای خلوتی هست بروم قدری دعا بخوانم و همین كار را هم انجام داد » (یادنامه اولین كنگره شهید مطهری ، ص 49)

و زمانی كه به استاد مطهری خبر دادند یكی از دوستانش را به ده سال زندان محكوم كرده اند ، استاد مطهری ناراحت شد و فرمود :« برایم قرآن و مفاتیح بیاورید و آنگاه با توجه و معنویت خاص شروع به خواندن دعای توسل كرد . »(جلوه های معلمی استاد مطهری ، ص 61)

اگر انسان علاقمند به تربیت خود و فرزندانش به تربیت اسلامی هست و یا می خواهد افرادی را تربیت بكند، واقعاً باید به مسأله نیایش، دعا و عبادت اهمیّت بدهد.{"گفتارهای معنوی/ ص76-74}

ریشة همة آثار معنوی اخلاقی واجتماعی كه در عبادت است در یك چیز است: یاد حق وغیر او را از یاد بردن.(سیری در نهج البلاغه/ ص303)

6- نماز
یكی از بخش ‏های قطعی دین اسلام، فعالیت همیشگی به نام نماز می ‏باشد. نماز برنامه‏ ای معنوی است كه كاملا در ارتباط با خدا معنا پیدا می‏ كند، ابزاری معنوی است كه در آن تمام شرایط وجودی انسان لحاظ گردیده است. در اینجا به نكات اندكی درباره نماز اشاره می‏ شود تا قدری از شگفتی‏ های روانی آدمی برملا شود:

1. هماهنگی با هدف خلقت؛ نماز از آغاز تا پایان عبادت خداست، همان هدفی را تأمین می‏كند كه انسان برایش به این جهان گام نهاده است.

2. هماهنگی با ویژگی‏ های روانی انسان؛ آدمی در برخورد با این جهان به روابط موجود در آن پی می ‏برد. به برخی چیزهای موجود در آن با اكرام و اعظام نگاه می‏كند، و در نظر او امری استقلالی جلوه می‏كند در نتیجه، نسبت ‏های ناصحیح در روان انسان پدیدار می ‏شود. مثل اینكه، افراد دیگر نظیر خود را مؤثر در عالم هستی در نظر می‏گیرد. برای امور مادی ارزش مستقل در نظر می‏گیرد تا جایی كه فكر می‏كند آمدن او به اینجا برای ایجاد همین تغییراتی است كه می‏شود در عالم ماده ایجاد كرد. نماز این نگاه را دگرگون می‏كند. یكباره در مقابل چنین رویكردی هر روز حداقل ده بار می‏گوید: خدایا من فقط تو را می‏ پرستم و فقط از تو كمك می‏خواهم، یعنی می‏خواهم بر خلاف باورهای قبلی خود حركت كنم.

3. هماهنگی با توان و شرایط انسان؛ نماز نه چندان آسان است كه هیچ سختی نداشته باشد و نه چندان سخت است كه فرد توان انجام آن را نداشته باشد.

4. انسان به خودی خود در این جهان  دچارمشكلِ می شود ، نماز مشكلات وجود انسان را می‏زداید. بزرگ‏ترین مشكل آدمی كه در این جهان بر او عارض می‏شود، فراموش كردن خدا و رو آوردن بی‏حد و حصر به این جهان مادی می‏ باشد. نماز این آفت را می‏ زداید.

5. تأمین حالت‏های مطلوب انسانی و تضعیف و زدودن تدریجی حالت‏های غیر اصیل6. القای اندیشه صحیح در رابطه انسان با خالق. (تحقق مفاد سوره حمد و توحید در وجود انسان)

7. ابزار معنوی همه جانبه :  نماز ابزار معنوی است كه انسان در هر شرایطی می‏تواند از آن استفاده كند و به خدای خود تقرّب جوید. (یَذْكُرُونَ اللّهَ قِیَاما وَقُعُودا و َعَلَی جُنُوبِهِمْ.) (آل عمران: 191)

استاد شهید مطهری با تأسی از رهبران الهی ، مقید به نماز اول وقت بود و هیچ كاری در موقع نماز برای ایشان به اندازه ی نماز به موقع اهمیت نداشت . ایشان دیگران را نیز ، به ویژه در محیط های علمی و دانشگاهی ، تشویق به برگزاری نماز اول وقت می كرد . استاد مطهری اهمیت فوق العاده ای برای آداب نماز كه حضور قلب ، خشوع ، نشاط از جمله آن است ، قایل بود . همسر استاد در این باره می گوید :« استاد مطهری با لباس خانه نماز نمی خواند . حتی برای نماز صبح لباس می پوشید ، عمامه بر سر می گذاشت و خودش را برای نماز آراسته و آماده می كرد . این حالت آمادگی قبل از نماز مسلماـ تأثیر بسزایی دارد . » (طهارت روح ، نوشته حسین واعظی نژاد ، ص 381)

مناجات و نمازهای شب استاد مطهری حالت ویژه ای داشت . سروش نیمه شب او هنگام نماز شب این بود : نخوابید ، شیطان خوشحال می شود . مقام معظم رهبری می فرماید :« این مرد نیمه شب تهجد با آه و ناله داشت ، نماز شب می خواند و گریه می كرد ، به طوری كه صدای گریه و مناجات او افراد را از خواب بیدار می كرد … اتاق ایشان وضعیت خاصی داشت … یك « الله » بود كه با نئون سبز یا این شب نماها نوشته شده بود و فقط در شب جلوه داشت و مشخص می كرد كه استاد همان نیمه شب ها كه مشغول ذكر خدا هستند و ذهنشان هم به یاد خداست ، می خواهد از همه حواس خود نیز استفاده كند . (مهدی علیقلی ، سجاده عشق ، ص 90)

نماز نمونه ای است از رابطة خلق و خالق، زكات نمونه ای است از حسن روابط مسملمانان با یكدیگر كه در اثر تعاطف و تراحم اسلامی از یكدیگر حمایت می كنند و به هم تعاون و كمك می كنند.{مجموعه آثار/ ج 3/ (ولاها و ولایتها)/ ص 264»}

 تو كه خدا را عبادت می كنی سر بر روی هر خاكی بگذاری نمازت درست است ولی اگر سر بر روی آن خاكی بگذاری كه تماس كوچكی، قرابت كوچكی، همسایگی كوچكی با شهید دارد و بوی شهید می دهد اجر و ثواب تو صدبرابر می شود.

امام فرمود: سجده كنید بر تربت جدم حسین بن علی (ع)، كه آنوقت نمازی كه بر آن تربت مقدس سجده كرده اید حجاب های هفتگانه را پاره می كند.{ولاها و ولایتها/ ص 128-126»}

نماز قطع نظر از هر چیزی طبیب سرخانه است. یعنی اگر ورزش برای سلامتی مفید است، اگر آب تصیفه شده برای هر خانه ای لازم است، اگر هوای پاك برای هركس لازم است، اگر غذای سالم برای انسان لازم است، نماز هم برای سلامتی انسان لازم است.{اسلام و مقتضیات زمان/ ص 292»}

 شما نمی دانید اگر انسان در شبانه روز ساعتی از وقت خودش را اختصاص به راز و نیاز با پروردگار بدهد، چقدر روحش را پاك می كند! عنصرهای روحی موذی به وسیلة یك نماز از روح انسان بیرون می رود.{اسلام و مقتضیات زمان/ ص 292»}

بپا داشتن نماز غیر از خواندن نماز است بپاداشتن نماز یعنی نماز را جوری بخوانید كه حق نماز ادا بشود، نماز با حضور قلب، نماز با خشوع و خضوع، نماز با تفكر كه این را می گویند اقامه نماز.{تفسیر هفت سوره از قرآن/ ص 92»}

نماز چیست؟ تازه كردن ایمان. این روحیه را از «الله اكبرش» گرفته است. وقتی كه در نماز چندین بار می گوید: «الله اكبر» جواب همه را می دهد؛ همة اینها هیچ است. وقتی چند صدهزار سرباز را در مقابل خود می بیند، می گوید: «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» ، «الله اكبر» خدا بزرگتر است، همه قدرتها به دست خداست.{انسان كامل/ ص 104»}

اگر پیغمبر فرمود: «الصلوه عمود الدین» یا فرمود: مثل این دین و نماز در این دین، مثل خیمه ای است كه سرپاست؛ خیمه چادر دارد، طناب دارد، میخ دارد، عمود هم دارد، عمود این خیمه نماز است؛ برای این بودكه به آثار نماز آگاه بود، می دانست نماز بزرگترین عامل مؤثر در روحیه افراد است.{اسلام و مقتضیات زمان/ ص 72»}

نماز و جهاد لازم و ملزوم یكدیگرند، هیچكدام جای دیگری را نمی گیرد، نه با نماز جهاد ساقط می شود و نه با جهاد نماز ساقط می گردد، باید نماز خواند تا نیرو بیشتر شود و بهتر جهاد صورت گیرد «استعینوا بالصّبر و الصّلوه» چرا برای اهمیت جهاد، نماز را تحقیر می كنی و پایین می آوری به حدی كه می گویی فقط از خواب بهتر است؟

«واستعینوا بالصبر و الصّلوه و انها لكبیره الا علی الخاشعین»قرآن به ما گفته است كه نماز، آن وقت نماز است كه اثرش هویدا باشد، اثر خود را نشان دهد. چطور نشان می دهد؟ «ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنكر» خصلت نماز درست، این است كه انسان را از كارهای زشت باز می دارد. اگر دیدی نماز می خوانی و در عین حال معصیت می كنی، بدان كه نمازت نماز نیست. پس نمازت را درست كن.{انسان كامل/ ص107}

7- قرآن
شهید مطهری عمر گرانمایه خویش را صرف ترویج و گسترش فرهنگ ناب و اصیل قرآن نمود و انس و الفت خاصی با قرآن داشت . ارتباط استاد مطهری با قرآن از چند جنبه قابل توجه است . جنبه اول عشق و علاقه شخص او نسبت به این كتاب مقدس و انس خاص او به تلاوت و سیراب كردن روح تشنه اش از اقیانوس بی كران و زلال قرآن بود . جنبه ی دوم ، تلاش و فعالیت او برای تفسیر این كتاب مقدس بود و جنبه سوم ، مبارزه خستگی ناپذیر او با برداشت ها غلط و انحرافی از قرآن توسط دشمنان و دوستان ناآگاه بود . (روزنامه جمهوری اسلامی ، 9/2/76 ، ص 15)

مجتبی مطهری فرزند شهید می گوید : « پدرم قرآن را با آهنگ خوش می خواند . هر شب بعد از نماز مغرب و عشأ یك یا چند سوره از قرآن را با صوتی خوش تلاوت می كرد . »(ویژه نامه استاد مطهری ، ص 41)

استاد مطهری در نامه ای به یكی از فرزندانش می نویسد : « … حتی الامكان از تلاوت روزی یك حزب قرآن كه فقط پنج دقیقه طول می كشد ، مضایقه نكن و ثوابش را هدیه روح مبارك حضرت رسول اكرم (ص) بنما كه موجب بركت عمر و موفقیّت است ان شأ الله . »
(جلوه های معلمی استاد مطهری ، ص 41)

فرزند شهید می گوید :« استاد مطهری بارها می گفت : من انس به قرآن و عبادت و ذكر و اخلاق اسلامی را از پدرم یاد گرفتم . »(پیام انقلاب ، ش 31 ، 1360 ، ص 32)

باید به مردم فهماند كه تعلیمات اسلامی تجزیه ناپذیر است، به منزلة اعضاء یك پیكره اند. نماز به جای خود، حج به جای خود، زكات به جای خود، خمس به جای خود، امربه معروف و نهی از منكر به جای خود، هركدام باید موقعشان شناخته بشود.{اسلام و مقتضیات زمان/ ص 73»}

8- زهد
اگر کسی بوئی از معنویت برده باشد می‌داند که تا انسان از قید هواپرستی آزاد نگردد و تا طفل جان از پستان طبیعت گرفته نشود و تا مسائل مادی از صورت هدف خارج نشود و به صورت وسیله در نیاید سرزمین دل برای رشد و نمو احساسات پاک و اندیشه‌های تابناک و عواطف ملکوتی آماده نمی‌گردد اینست که می‌گویند: زهد شرط اصلی معرفت افاضی است و پیوندی محکم و ناگسستنی با آن دارد.حق‌پرستی بمعنی واقعی کلمه یعنی شور محبت و خدمت حق را داشتن و با یاد او مأنوس بودن، و از پرستش او لذت بردن، و در حال توجه و حضور و ذکر دائم بودن، با خودپرستی و لذتگرایی و در اسارت زرق و برق مادیات بودن، به هیچ وجه سازگار نیست. نه تنها خدا پرستی مستلزم نوعی زهد است هر عشق و پرستشی خواه در مورد وطن یا مسلک و مرام، مستلزم نوعی زهد و بی اعتنائی نسبت به شؤون مادی است.

عشق ها و پرستش ها بر خلاف عملها و فلسفه‌ها، چون سر و کارشان با دل و احساسات است رقیب نمی‌پذیرند. لهذا هیچ مانعی ندارد که یک نفر عالم یا فیلسوف بنده درم و دینار باشد و به موقع خود فکر و اندیشه را در مسائل فلسفی و منطقی و طبیعی و ریاضی به کار اندازد. ولی امکان ندارد قلب چنین فردی کانون یک عشق آنهم عشق به یک معنی از قبیل نوع انسان و یا مرام و مسلک بوده باشد تا چه رسد به اینکه بخواهد کانون عشق الهی باشد و از عشق الهی برافروخته گردد و محل سطوع اشراقات و الهامات خدائی گردد.

پس خانه دل را از تعلقات مادی خالی و فارغ نگهداشتن و بت های سیم و زر را از کعبه دل فرود آوردن و شکستن، شرط حصول کمالات معنوی و رشد شخصیت واقعی انسانی است.خوشا به حال آنکس که فریضه پروردگار را انجام داد و بار سنگین درد را تحمل کرد، خواب را از چشم خویش بیرون راند و شب زنده‌داری کرد آنگاه که سپاه خواب هجوم آورد به فرش زمین قناعت کرد و دست خویش را بالش قرار داد؛ از کسانی بود که خوف روز باز پسین چشم‌شان را بیخواب ساخته و در دلهای شب پهلو از خوابگاه تهی می‌کنند و به عبادت خدای خویش می‌پردازند و زبانهاشان به یاد روز رستاخیزشان در حرکت است آنقدر استغفار می‌کنند تا ابر گناه را برطرف سازند آری اینانند حزب خدا، همانا تنها آنها رستگارانند.

ذکر این دو قسمت پشت سر یکدیگر رابطه زهد و معنویت را کاملا روشن می‌کند، خلاصه دو قسمت اینست از دو راه یکی را باید انتخاب کرد یا خورد و خواب و خشم و شهوت، نه رازی و نه نیازی، نه توجهی و نه اشکی و نه انسی و نه روشنائیی و گامی از حد حیوانیت فراتر نرفت و یا قدمی در وادی انسانیت و استفاده از مواهب خاص الهی که مخصوص دلهای پاک و روحهای تابناک است. در شماره بعد توضیحات بیشتری در این باره خواهیم داد.{نهج البلاغة خطبه 222}

9- همدردی و همدلی با ضعفاء محرومان، بیچارگان و افتادگان

شما دو سنت را در میان همه ائمه می بینید كه به طور وضوح و روشن هویداست. یكی عبادت و خوف از خدا و خدا باوری است. سنت دومی كه در تمام اولاد علی (ع) [از ائمه معصومین] دیده می شود همدردی و همدلی با ضعفاء محرومان، بیچارگان و افتادگان است.{سیری در سیره ائمه اطهار (ع) / ص 183»}

امام مجتبی (ع) می گوید: در دوران كودكی، شبی بیدار ماندم و به نظارة مادرم زهرا (ع) در حالیكه مشغول نماز شب بود، گذراندم. پس از آنكه نمازش به پایان رسید متوجه شدم كه در دعاهایش یك یك مسلمین را نام می برد و آنها را دعا می كند. فراد از او سؤال كردم: چرا برای همه دعا می كردی، اما برای خودت دعا نكردی؟ فرمود: «یا بنی الجار ثم الدار». پسرم، اول همسایه بعد خودت!


منابع:
دکتر بهزاد مرتضایی
1-پیرامون انقلاب اسلامی
2- اسلام و مقتضیات زمان
3-سیری در سیره ائمه اطهار (ع)
4-فلسفه اخلاق
5-مدادهای غیبی
6-گفتارهای معنوی
7-مجموعه آثار
8-جهان بینی توحیدی
9- سیری در نهج البلاغه
10-انسان كامل
11-ولاها و ولایتها
12-تعلیم و تربیت در اسلام
13-طهارت روح ، نوشته حسین واعظی نژاد
14-سجاده عشق،، مهدی علیقلی
15-سیمای استاد در آیینه نگاه یاران نوشته سید حمید جاوید موسوی
16- مطهر اندیشه ها
17- حاصل عمر ، یازدهمین سالگرد شهید مطهری
18- نشریه سالانه مكتب تشیع
19- یادنامه اولین كنگره شهید مطهری
20-پیام انقلاب ، ش 123
21- جلوه های معلمی استاد مطهری
22-كتاب گفتار ماه
23-ویژه نامه استاد مطهری
24-روزنامه جمهوری اسلامی ، 9/2/76




طبقه بندی: مقالات،
برچسب ها: شهید مطهری، جلوه های معنویت، معنویت و دین،