تبلیغات
شهید مطهر - عوامل ترور شهید مطهری چگونه دستگیر شدند
تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391 | 12:33 ق.ظ | نویسنده : مستور
شبی كه بصیری را گرفتند یكی از بچه ها به نام محمد هنردوست، شهید مطهری را خواب دیده بود كه یك شنل قرمز خونی را از دوشش بر می دارد و یك شنل سبز را جای آن می گذارد و می گوید كه من از امشب راحت می خوابم.

پس از پیروزی انقلاب و روی كارآمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران، برخی از نیروها نتوانستند با شرایط جدید كنار بیایند. تشكیلات فرقان از جمله این گروه ها بودند كه در مدت فعالیت كوتاه خود ضایعات جبران ناپذیری را به پیكره نظام جمهوری اسلامی وارد كرد. رهبر این گروه شخصی به نام اكبر گودرزی بود.

گودرزی با نام مستعار «عباس» در ده كوچكی به نام دوزان (بین خمین و الیگودرز) به دنیا آمده بود. وی بین سال های 51 و 52 از الیگودرز به خوانسار رفت و بعد از مدتی به قم رفت و ضمن اینكه در دبیرستان درس می خواند در مدرسه علمیه آیت الله نجفی نیز به صورت نیمه وقت تحصیل می كرد. بعد از مدتی در مسجد چهلستون و در مدرسه شیخ عبدالحسین درس خواند. وی با شیوه و ادبیات خاصی به تفسیر آیات قرآن می پرداخت.

به اعتقاد اعضای گروه فرقان، حكومت جمهوری اسلامی تلاشی برای برقراری حاكمیت روحانیت بود. درحالی كه این گروه از تز اسلام منهای آخوند پیروی می كرد. به همین دلیل به ترور شخصیت های تاثیر گذار انقلاب خصوصا روحانیون برجسته روی آوردند.

علاوه بر ترور مفتح و مطهری لیست ترورگروه فرقان عبارت بودند از: محمد بهشتی، محمد جواد باهنر، حقی، امامی كاشانی، ناطق نوری، موسوی اردبیلی، تیمسار فلاحی، بنی صدر، خوانساری ، هاشمی رفسنجانی و حضرت آیت الله خامنه ای كه با دستگیری اعضاء و رهبری گروه ادامه ترورها متوقف شد.

نحوه دستگیری عوامل ترور شهید مطهری و گودرزی رهبر این گروه از زبان جمال اصفهانی و محمد عطریانفر از مسئولان پرونده فرقان موضوع گزارش پیشرو است كه در پی می آید.

حمید نیكنام، علی بصیری و وفا قاضی زاده، عاملان ترور آقای مطهری بودند كه همگی از تیم جنوب شهر بودند. علی بصیری تازه از دانشگاه فیلیپین فارغ التحصیل شده و به ایران آمده بود و دانش مذهبی كافی نداشت. او تحت تاثیر گروه فرقان و گودرزی قرار گرفته و در ترور مشاركت كرده بود. حمید نیكنام و بصیری اگرچه دو روز بعد از ترور آقای مطهری بازداشت شدند اما هیچ معلوم نبود كه آنها قاتل مطهری باشند.

نیكنام به خانه یكی از اقوام خود در قزوین رفته بود و آنجا یكی از فامیل های او در بحث ها متوجه شده بود كه او مواضع ضدروحانیت و فرقانی دارد؛ به كمیته گفته بود و بدین ترتیب نیكنام در خیابان بازداشت شد بدون اینكه كسی بداند او قاتل آقای مطهری است.

بصیری هم در چاپخانه كار می كرد. اطلاعیه ای كه پس از ترور آقای مطهری پخش شده بود روی یك كاغذ A4 رنگی بود كه ما وقتی سرنخ آن كاغذ را گرفتیم به چاپخانه ای رسیدیم كه بصیری یكی از كارگران آنجا بود و وقتی سراغ بصیری را گرفتیم و به خانه اش رفتیم، او فرار كرد و از چینه دیوار افتاد و بیهوش شد.

او را به بیمارستان آوردیم و پس از به هوش آمدن گفت كه من قبل از انقلاب فرقانی بوده ام و بعد از انقلاب از آنها جدا شده ام. ما سرنخی نداشتیم و آنها هم منكر دخالت در قتل شهید مطهری بودند.

جالب است كه شبی كه بصیری را گرفتند یكی از بچه ها به نام محمد هنردوست، شهید مطهری را خواب دیده بود كه یك شنل قرمز خونی را از دوشش بر می دارد و یك شنل سبز را جای آن می گذارد و می گوید كه من از امشب راحت می خوابم.

این تنها «شاهد» ما برای دخالت بصیری در قتل شهید مطهری بود. شبی كه ما گودرزی را گرفتیم، در راه حركت به سمت اوین، من از او پرسیدم كه قاتل مطهری كیست. او گفت كه یعنی شما نمی دانید. گفتیم می دانیم ولی می خواهیم تو را امتحان كنیم و او نام بصیری و بقیه افراد را به زبان آورد.

پس از ترور مطهری و در آن شبی كه همزمان به 20 خانه تیمی گروه فرقان حمله شد، اكبر گودرزی هم به طور اتفاقی در یك عملیات شبانه بازداشت شد. در پی شناسایی یك خانه تیمی و مشاهده آتشباری شدید از آن معلوم شد كه این خانه بایستی اهمیت زیادی داشته باشد.

بچه ها نمی دانستند كه گودرزی در كجا مستقر است، ولی امیدوار بودند كه گودرزی را هم در این عملیات پیدا كنند تا این كه در حمله به یكی از خانه های تیمی در خیابان جمالزاده مشخص شد مقاومت در این خانه وحشتناك زیاد است و تیراندازی و برخورد به طور گسترده صورت گرفته است. بچه ها حدس زدند كه حتما این خانه از اهمیت خاصی برخوردار است و نیروهای كمكی به آنجا رفتند. مهم هم بود كه در این عملیات كسی كشته نشود و همین مطالبه، سرعت عملیات را كم می كرد. بچه ها مجبور شده بودند نارنجكی را داخل خانه بیندازند.

این اقدام، هم نگران كنده بود و هم راهگشا. با انفجار دو نارنجك در آن خانه تیمی خیابان جمال زاده تهران، تیراندازی قطع شد و یك نفر از داخل فریاد زد كه «نزنید، نزنید، رهبر مجروح شد». این پیام برای بچه های عملیات بسیار راهگشا بود. بچه ها به داخل خانه ریختند و دو نفر را بازداشت كردند كه در میان آنها شخصی وجود داشت كه مجروح شده بود و گویا همان اكبر گودرزی بود.

به گفته او در آن شب عموم بچه های فرقان یعنی حدود 60 تا 70 نفر بازداشت شدند و این گروه به كنترل درآمد. تمام سلول های بند 209 اوین پر شد و ترورها متوقف شد.



منبع: پایگاه اطلاع رسانی قربانیان ترور



طبقه بندی: مقالات،
برچسب ها: شهید مطهری، ترور، گروه فرقان،