تبلیغات
شهید مطهر - جوان در اندیشه استاد مطهری
تاریخ : سه شنبه 15 مرداد 1392 | 08:23 ب.ظ | نویسنده : مستور
جوانی: دوره ای سرشار از انرژی
مراحل حیات بشر را از لحظه تكوین جنین تا ولادت و سپس تا مرگ به 8مرحله تقسیم كرده اند كه عبارت اند از: دوران جنینی، مرحله كودكی، نوجوانی، جوانی، میانسالی، بزرگسالی، پیری، و كهولت.«جوانی» تعبیر و نام مرحله ای از عمر است كه مرز سنی 18تا 26و به عقیده بعضی تا سن 28 را شامل می شود، اگرچه در بیان عامه اصطلاح جوانی افرادی تا سن 40 سالگی را هم در برمی گیرد.جوانی دوران تربیت پذیری است و فرصتی است كه در آن عقیده و اخلاق ریشه دار شده و فضایل و ملكات انسانی در او تثبیت می گردد.

این دوره از مهمترین و در عین حال از پیچیده ترین مراحل حیات است. با همه تلاش هایی كه روان شناسان برای پرده برداشتن از اسرار این مرحله به عمل آورده اند، باید اعتراف كرد كه هنوز نقاط مبهم و ناشناخته بسیاری در این زمینه وجود دارد كه بدون شناخت آنها اظهارنظر صریحی را درباره آنان نمی توان داشت.

ویژگی های دوره جوانی را از جهات مختلفی می توان مورد بررسی قرار داد.

1 - ازنظر زیستی- جسمانی:

وزن بدن، قدرت تن، چابكی و فرزی در این دوره در كمال اوج است و با چنین امكانی توان غلبه بر امور و حل و رفع مشكلات و گره گشایی ها در جوانان قوی است.

2 - از نظر ذهنی:
هوش خام یا دانایی فطری منتهای سیر خود را طی كرده و به بالاترین درجه رشد خود رسیده است. كنجكاوی طبیعی به «چرا»جویی مبدل گشته و او را به سوی منطقی روشن و استدلالی قانع كننده می كشاند.

3 - از نظر عاطفی:
در راه دوستی آن تا حد فداكاری و جانبازی می ایستد؛ و برعكس اگر چیزی را دشمن بدارد در آن امر شدیداً پابرجاست به اصطلاح كلامی، بُعد تولی و تبری در او قوی است.او مغرور است و در مواردی خودپسند. جرئت و شجاعت بسیار از خود نشان می دهد،

4 - از نظر روانی:
جوان دارای قوه درك قوی است. از روابط علت و معلولی سردر می آورد. قادر به تجزیه و تحلیل امور است. می تواند به بحث و نقادی بپردازد. از كلیه امور سردر آورد. آینده نگری و دوربینی داشته باشد.جوان اهل همت است، بلندطبع است، اهل خیر است. گاهی هدف های عالی و حتی محال الوصول را تعقیب می كند. امیدها و آرزوهای بزرگ را در دل می پروراند و برای وصول به آنها بالاترین درجه تحمل را از خود بروز می دهد. او در راه وصول به هدفی كه آن را مقدس بداند اهل سرمایه گذاری، فداكاری و حتی ایثار است.

5 - در جنبه فطرت و وجدان:
او در مرحله ای است كه فطرتش بیدار است. حقایق امور را وجدان می كند، خود را می یابد؛ و اعتقاد خود را وجدان می كند، خیر را از شر تمیز می دهد. می تواند بسنجد، مقایسه و ارزیابی كند و راه و رسم انسانیت و اخلاق را در پیش گیرد.

اهمیت جوانی
براین اساس، جوانی یك نعمت الهی و یك فرصت است. ارزش آن هنگامی مكشوف می شود كه از دست برود. مرحله ای است كه به گفته ویل دورانت، هنوز حوادث تلخ و نابسامان زندگی آن را ناگوار نساخته و شور و شوق آن باشكوه است. شكوه و افسوس سالمندان در این است كه چرا از فرصت آن بهره كافی نگرفته اند و آرزوی پیران این است كه امكانی ولو چند ماهه برای اعاده آن فراهم آید. بنا به نوشته صاحب كتاب «لذات فلسفه»، در نظر بیشتر مردم دوره زندگی واقعی انسان همان دوره جوانی است و بیشتر مردم در چهل سالگی جز خاطره و یادبود چیزی نیستند و همانند خاكستری هستند از آتشی كه زمانی شعله و دود بوده است.جوانی دوران تربیت پذیری است و فرصتی است كه در آن عقیده و اخلاق ریشه دار شده و فضایل و ملكات انسانی در او تثبیت می گردد. به عقیده روان شناسان تربیتی، صفات نیك یا بدی كه دوران جوانی در نهادها پایه گذاری می شود، اثراتی مادام العمر دارد. به فرموده امام صادق(ع) انس او با قرآن، زمینه ساز آمیزش قرآن با گوشت و خون اوست.

جوانی در آموزه های قرآنی:
مهم ترین خصوصیاتی که قرآن برای دوره جوانی بیان می کند این است که دراین خصوصیات آدمی به کمال خود می رسد. این خصوصیات در دو جنبه جسمی و نیروهای غریزی است كه به بلوغ و نهایت كمال خود می رسند.چنان كه برخی از حالات روانی و عاطفی نیز در این دوره تشدید و كامل می شود.
قرآن بیان می دارد که انسان در این دوره به نهایت قدرت جسمانی وعاطفی و ذهنی می رسد. توانایی بدنی می رسد که آن به اشد یعنی توان و شدت تعبیر می شود. (حج آیه ۵ و قصص آیه ۱۴ و ۱۵ و نیز غافر آیه ۶۷) تعبیر استواربه معنای اعتدال در جنبه بدنی و رشد، بیانگر آن است که این بخش از قوای انسانی به کمال خود دست یافته است.از خصوصیاتی که قرآن برای جوانان بیان می کند، تهور، شجاعت و زیركی، شور و شادابی، رشد و بالندگی،عواطف و گرایش فطری و غریزی كه به اوج خود می رسد.

تربیت، در جوانی

شهید مطهری در زمینه تربیت در دوران جوانی به دونكته اشاره دارد. . اولین نكته این است كه به طوركلی‏ در تعلیم و تربیت، انسانها هر چه از نظر سنی كوچكتر و جوانتر باشند آمادگی‏شان برای هرگونه تربیتی بیشتر است، یعنی انسان هر چه كوچكتر است‏ نقش پذیرتر است و هر چه كه بزرگتر می‏شود نقش‏ناپذیرتر می‏شود.ایشان معتقد هستند تربیت در دوره جوانی به دو شگل صورت می پذیرد از طریق 1-ارشاد و گفتن 2- عمل و از وظایف هر پدرو مادری است كه فرزندان خود را هدایت و راهنمایی كنند.

1- از راه ارشاد و گفتن :
یك راه ارشاد و راهنمایی است‏ ، گفتن، تعلیم و یاد دادن. اگر خود انسان می‏داند، خودش این كار را بكند، اگر نمی‏داند فرد را به مراكز تعلیم وتربیت ببرد جا هایی كه این احكام را درس می دهند ببرد یا لااقل افرادی را كه می‏دانند در داخل خانه بر آنها بگمارد كه به آنها تعلیم كنند، یا آنها را ببرد در جایی كه چنین‏ تعلیماتی وجود دارد. ولی به هر حال باید امر و نهی‏های الهی، معارف‏ الهی به وسیله پدر و مادر به گوش فرزندان برسد.

2- از راه عمل
ایشان درزمینه از راه عمل به رفتار خود پدر و مادر توجه دارند، و بیان می كنند كه این رفتار پدر و مادر است كه برای جوانان الگو و سرمشق است و جوانان بطور مستقیم و غیر مستقیم تحت تربیت آنها هستند. رفتار و عمل عمل خود پدر و مادر است و مخصوصا پدر، یعنی پدر در منزل اگر عملش به گونه‏ای باشد كه پسر، دختر و همسر همیشه در وجود او حقیقت را ببینند، [ خاندان او اهل حقیقت خواهد شد، ] در وجود او نه‏ فقط نماز خواندن را ببینند، احترام به نماز را ببینند، ببینند اصلا نماز برای او یك حقیقت محترمی است. پدری كه وقتش را تنظیم می‏كند كه نماز اول وقتش [ از بین نرود، مسافرت می‏خواهد برود، می‏گوید به گونه‏ای برویم كه اول مغرب به نمازمان برسیم. بعد این نماز را با آداب و مستحباتش انجام می‏دهد. اصلا نماز در ذهن این بچه حالت دیگری‏ پیدا می‏كند. وی به نقل از مرحوم شاه آبادی می گوید: طبیعت انسان دزد است، یعنی انسان با انسان‏ بد بنشیند، خودش نمی‏فهمد، یك وقت می‏بیند خصلت او در وی آمده، یعنی‏ طبیعتش دزدكی از او گرفته است. دزد است یعنی طبیعت، مخفی از شعور انسان می‏گیرد. مولوی این نكته را به این صورت می‏گوید:

یعنی تو با دیگری داری حرف می‏زنی، [ بدون آنكه خودت بفهمی صفات او را می‏گیری. ] برخی اشخاص گاهی از این غرورها دارند، به او می‏گویند با فلان‏كس ننشین، می‏گوید من مواظب خودم هستم. می‏گوییم تو مواظب هستی‏ یعنی آگاهانه نمی‏گیری، ولی نمی‏فهمی، می‏بینی ناآگاهانه طبیعتت گرفته، و خودت نفهمیده‏ای. حال وقتی كه انسان از معاشر خودش ناآگاهانه بگیرد، اولاد از پدر و مادر ناآگاهانه نمی‏گیرد ؟ پس این باوری نیست كه انسان خودش را حفظ نكند و بتواند خاندانش را حفظ كند.

بنابراین اینجا كه قرآن دارد: « قوا انفسكم و اهلیكم » نكته‏ دیگری هم هست و آن این است: قرآن اگر می‏گفت: یا ایها الذین امنوا قوا اهلیكم ای اهل ایمان خاندان خودتان را حفظ كنید، مطلب درست‏ كاملی گفته بود. ولی وقتی فرمود: « قوا انفسكم و اهلیكم » خودتان‏ را و خاندانتان را حفظ كنید، و اول خودتان را ذكر كرد، ضمنا اشاره به رابطه میان ایندو هست، یعنی تا خودتان را حفظ نكنید آنها را نمی‏توانید حفظ كنید. من‏ نماز نمی‏خوانم ولی بچه ! تو نماز بخوان، نماز چیز خیلی خوبی است ! تو به من نگاه نكن اگر دروغ می‏گویم، تو راستگو باش ! نگاه نكن حرف‏ است.

رهبری نسل جوان
از دیدگاه ایشان رهبری نسل جوان در حقیقت‏یك مسؤولیت عمومی است كه متوجه عموم مسلمانان است و بالاخص متوجه‏ طبقه‏ای است كه سمت رسمی رهبری دینی اجتماع را دارند. این اصل را همه‏ می‏دانیم كه در دیانت مقدسه اسلام مسؤولیتها مشترك است، یعنی افراد مسؤول یكدیگرند و در مسؤولیتهای یكدیگر شریكند: « كلكم راع و كلكم‏ مسؤول عن رعیته » بلكه نسلها مسؤولند.

 هر نسل مسؤول نسل بعدی است كه این دین و این هدایتی كه از نسلهای گذشته دست به دست به آنها رسیده است آنرا حفظ كنند و به نسلهای‏ بعدی برسانند، یعنی نسلهای بعدی را آماده كنند برای پذیرفتن و استفاده‏ از آن. بنابراین بحث در رهبری نسل جوان بحثی است از یك وظیفه و مسؤولیت كه متوجه همه است. اما نكته مهمی را كه ایشان به آن توجه دارد، این است كه رهبری یك فرد یا یك نسل در همه احوال و همه شرائط یكسان نیست، متفاوت است، شكلها و كیفیتهای گوناگون دارد، وسائلی كه به كار برده‏ می‏شود متفاوت است، یك نسخه معین ندارد كه درباره همه افراد و همه‏ نسلها در همه زمانها یك جور داده شود. از این‏رو در هر زمانی و تحت هر شرائطی باید دقیقا اندیشید كه به چه نحو باید صورت بگیرد و چه نسخه‏ای‏ باید داده شود. ایشان در این مبحث اشاره به نسبیت و موقت بودن وسیله‏ها دارند و معتقد هستند یك چیز در یك جا وسیله هدایت است و بسا هست همان چیز در جای دیگر وسیله گمراهی و ضلالت باشد. منطقی كه یك پیرزن را مؤمن می‏كند اگر در مورد یك آدم تحصیلكرده به كار برده شود او را گمراه می‏كند. یك كتاب‏در یك زمان متناسب ذوق عصر و ذوق زمان و سطح فكر زمان بوده و وسیله هدایت مردم بوده است، و همان كتاب در زمان‏ دیگر اسباب گمراهی است. ما كتابها داریم كه در گذشته وظیفه خود را انجام داده‏اند و صدها و هزارها نفر را هدایت كرده‏اند ولی همان كتابها در زمان ما كسی را هدایت نمی‏كند.

نسل جوان یا اندیشه جوان
منظور از نسل جوان طبقه ای است كه در اثر تحصیلات و آشنایی با تمدن جدید دارای طرز فكر مخصوص و جدید هستند كه البته اكثریت این طبقه را جوانان تشكیل می دهند. البته بسیار جوانانی هستند كه طرز تفكرشان مثل پیرها و مردم قرون گذشته است. به هر حال مقصود طبقه‏ای است‏ كه حامل طرز تفكر مخصوصی است و رو به افزایش است و پیر و جوان آینده‏ دارای این طرز تفكر خواهند بود و اگر خدا نخواسته، فكری برای هدایت و رهبری این نسل نشود، آینده در آینده با مشكلاتی رو برو خواهیم شد، این مسأله یك‏ مسأله با اهمیتی در كشور ما است. البته در سایر كشورهای اسلامی هم بوده‏ و هست ولی آنها قبل از ما به فكر افتادند و این مسأله را به صورت جدی‏ طرح كردند. ما هنوز این مسأله را جدی نگرفته‏ایم. نسل جوان در نظر ما صرفا یعنی یك نسل هواپرست و شهوت پرست، و خیال می‏كنیم و همینكه داد بكشیم: آی پسر مدرسه‏ها چنین، و دختر مدرسه‏ها چنان، قضیه حل می‏شود. این كارها لالائی است، باید به فكر راه حل بود نه اینكه زمانی بیدار شویم كه خیلی دیر باشد.

نسل جوان امروز
ایشان نسل جوان را دارای دو خصیصه می دانند، اینها دارای محاسن و معایبی هستند و دارای احساسات و ادراكاتی كه در گذشته چنین نبوده است و باید به آنها حق داد. در عین حال كه دارای انحرافات فكری و اخلاقی هستند باید برای آنها راه چاره پیدا كرد و این راه چاره بدون احترام گذاشتن و در نظر گرفتن احساسات،ادراكات و عواطف و آرمان های عالی آنها امكان پذیر نیست.

 در نسل گشته فكرها این اندازه باز نبود این احساسات با این آرمان های عالی نبود.. باید به این آرمانها احترام گذاشت. اسلام به این‏ امور احترام گذاشته است. اگر ما بخواهیم به این امور بی‏اعتنا باشیم‏ محال است كه بتوانیم جلوی انحرافهای فكری و اخلاقی نسل آینده را بگیریم. روشی كه فعلا ما در مقابل این نسل پیش گرفته‏ایم كه روش دهان كجی وانتقاد صرف و مذمت است و دائما فریاد ما بلند است كه سینما اینطور، تاتر، اینطور. باید فكر اساسی برای‏ این انحرافها كرد.

عصیان جوانان، هیپی گری
مسئله دیگر، مسئله طغیان و عصیان جوانان است كه البته در میان جوانان ما هنوز رواج زیادی پیدا نكرده است و آن مقداری كه رواج یافته است نقلید از دیگران است، جوانان در عصر حاضر هنوز طغیان ندارند ولی وقتی می شنوند كه دیگران چه كرده اند آنها نیز تحت تاثیر دیگران قرار می گیرند و می خواهند مثل آنها رفتار بكنند و مثل آنها باشند.هیپی گری نوعی پشت كردن به تمدن امروز است در حالی كه همه وسایل و امكانات برایش فراهم است، به همه چیز زندگی پشت كرده حتی به نظافت به همه سنت ها و به همه پیش رفت ها و جلوه های تمدن و حاضر نیست یك لباس عادی بپوشد یك شلوار نو به او بدهی اول پاره اش می‏كند بعد به پایش می‏كند یك گیوه‏ كهنه به پا می‏كند می‏روند در زیر زمینها زندگی می‏كنند خودشان را با مخدرات سرگرم می‏كنند، كه مسئله هیپی گری و تحلیلش و اینكه ریشه ها و راه علاجش چیست، و چگونه می توان با این مسایل و مشكلات مبارزه نموداینها از مسائل و مشكلات مهم دنیای امروز است، و ناشی‏ از یك خلا معنوی است به این معنی كه این نسل هیپی یك عقایدی دارد و یك فكر و آن این است كه می‏گوید این تمدن امروز غرب پوچ است.

جوان امروز و دوره بلوغ و بحران جنسی
شما اگر امروز یك پسر محصل هجده ساله را كه شور جنسی او باوج خود رسیده است، تكلیف بازدواج بكنید بشما میخندند. همچنین است یك دختر محصل شانزده ساله. عملا ممكن نیست این طبقه در این سن زیر بار ازدواج‏ دائم بروند و مسئولیت یك زندگی را كه وظایف زیادی برای آنها نسبت‏ به یكدیگر و نسبت به فرزندان آینده‏شان ایجاد میكند بپذیرند. حال با این مسئله جوانان نیز باید به طور منطقی برخورد نمود و راه حل هایی برای حل این مشكل آنها نیز پیدا نمود..

 نتیجه گیری
• ایشان معتقد هستند تربیت در دوره جوانی به دو شگل صورت می پذیرد از طریق ارشاد، گفتن و عمل و از وظایف هر پدرو مادری است كه فرزندان خود را هدایت و راهنمایی كنند.

از دیدگاه ایشان باید طرحی برای رهبری نسل جوان تهیه كرد تا این فكر در ما قوت بگیرد كه مسأله رهبری و هدایت، از لحاظ تاكتیك و كیفیت‏ عمل در زمانهای متفاوت و در مورد اشخاص متفاوت، فرق می‏كند و ما باید این خیال را از كله خود بیرون كنیم كه نسل جدید را با همان متون قدیم رهبری كنیم.

 اولا باید نسل جوان را بشناسیم و بفهمیم دارای چه مشخصات و ممیزاتی‏ است ؟

بعضی ها معتقد هستنداین گروه سنی خام، مغرور، گرفتار هوی و هوس، شهوت‏پرست هستند ا ما از نظر خود نسل جوان درست به عكس است.می اندیشد آنها در خودشان عیب‏ نمی‏بینند، خودشان را مجسمه هوش، مجسمه فطانت، مجسمه آرمانهای عالی‏ می‏دانند. باید با نسل جوان همدل بود، اصل كلی است كه نسل جوان افكار و ادراكات و احساساتی دارد و انحرافهائی. تا به دردش یعنی به افكار و ادراكات و احساساتش رسیدگی نشود نمی‏شود جلو انحرافاتش را گرفت. احساسات و عواطف آنها را شناخت و با آنها همدلی نمود.

دومین بعد شناخت درد این نسل است درد عقلی و فكری، دردی كه نشانه بیداری است یعنی آن چیزی را كه احساس می‏كند و نسل‏ گذشته احساس نمی‏كرد.

دنیا اینطور به طرف استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و عزت و شوكت و حرمت و آزادی می‏رود و ما همین جور خواب باشیم، یا از دور تماشا كنیم و خمیازه بكشیم ؟ ! نسل قدیم این چیزها را نمی‏فهمید و درك نمی‏كرد. نسل جدید حق دارد بگوید چرا ژاپن بت‏پرست و ایران مسلمان‏ در یكسال و یكوقت به فكر افتادند كه تمدن و صنعت جدید را اقتباس كنند و ژاپن رسید به آنجا كه با خود غرب رقابت می‏كند و ایران در این حد است‏? باید با منطق‏ و زبان روز و افكار روز آشنا شد و از همان راه به هدایت و رهبری‏ مردم پرداخت نسل قدیم اینقدر سطح فكرش پائین بود كه اگر یكنفر در یك مجلس ضد و نقیض حرف می‏زد كسی متوجه نمی‏شد و اعتراض نمی‏كرد، اما امروز یك بچه‏ كه تا حدود كلاس 10 و 12 درس خوانده همینكه برود پای منبر یك واعظ، پنج شش تا و گاهی ده تا ایراد به نظرش می‏رسد. باید متوجه افكار او بود و نمی شود به آنها بی توجه بود. در نهایت باید از قدرت و توان جوان باید برای رشد او و جامعه اش بهره گرفت و او را به صورت یك نیروی مذهبی درآورد، زیرا در چنین صورتی است كه او می تواند نقش بسیار مهمی را در جامعه ایفا كند. مربی می تواند چون باغبانی باشد كه از وجود جوانان منظره هایی بسیار زیبا برای جامعه اش بسازد، آنها را بپروراند و رشد دهد.

همچنین از فرصت جوانی باید بهره گرفت و عادات غیرمفید و مزاحمی را كه در درون او لانه كرده اند از میان برد و به جای آنها عادات مفید و سازنده ای را مستقر ساخت. زمینه های پذیرش در او موجود است و امكان سازندگی وجود دارد، البته به این شرط كه مربی صالح و شایسته ای در سر راه رشد او قرار گیرد.


فهرست منابع

ده گفتار، شهید مطهری، مرتضی،انتشارات صدرا.
• آشنایی با قرآن جلد 8، شهید مطهری، مرتضی،انتشارات صدرا.
• فلسفه اخلاق، شهید مطهری، مرتضی،انتشارات صدرا – تابستان 1372.
حقوق زن در اسلام، شهید مطهری، مرتضی،انتشارات صدرا.
روانشناسی جوانان، كتابخانه اینترنتی تبیان.
جوانی و آموزه های قرآنی، نشریه مقالات قرآنی



طبقه بندی: مقالات،
برچسب ها: شهید مطهری، اهمیت جوانی، جوانی در آموزه های قرآنی،