تبلیغات
شهید مطهر - ارزش مطالعه آثار طبیعت براى خداشناسى از نظر قرآن
ارزش مطالعه آثار طبیعت براى خداشناسى از نظر قرآن
خلاصه اینكه سخن در این نیست كه آیا بشر قادر است پا از تعلیمات اولیاء وحى فراتر بگذارد یا نه ؟ معاذ الله فراترى وجود ندارد , آنچه بوسیله وحى و خاندان وحى رسیده است آخرین حد صعود و كمال معارف الهى است , سخن در استعداد عقل و اندیشه بشرى است كه مى تواند با ارائه اصول و مبادى این مسائل , سیر علمى و عقلى بكند یا نه ؟ (رجوع شود به مقدمه جلد پنجم اصول فلسفه و روش رئالیسم) .

اما مساله دعوت قرآن به تحقیق و مطالعه در طبیعت و وسیله بودن طبیعت براى شناختن خدا و ماوراء طبیعت . در اینكه توجه دادن فكر بشر به طبیعت و پدیده هاى خلقت به عنوان آیات معرفت الهى یكى از اصول اساسى تعلیمات قرآن است و قرآن اصرار و ابرام فوق العاده دارد كه مردم , زمین و آسمان و گیاه و حیوان و انسان را كاوش كنند و مورد جستجوى علمى قرار دهند جاى سخن نیست , و در اینكه مسلمین در این راه آنطور كه شایسته بود گام برنداشتند باز جاى شك نیست . شاید علت اصلى این كندى همان فلسفه یونان بود كه قیاسى و تعقلى محض بود و حتى در طبیعیات هم از این روش استفاده مى كرد , البته همانطور كه تاریخ علوم گواهى مى دهد دانشمندان اسلامى روش تجربى را مانند یونانیان بكلى به دور نیفكندند , مسلمین مبتكر و مخترع اولى روش تجربى به شمار مى روند , اروپا برخلاف آنچه معروف شده است مبتكر این روش نیست بلكه دنباله رو مسلمین است .

ارزش مطالعه در آثار و آیات
با همه اینها یك نكته قابل تامل است و آن اینكه اهتمام عظیم قرآن به مطالعه در مخلوقات زمینى و آسمانى , آیا به این صورت است كه هر گونه راه دیگر را باطل شناخته است ؟ یا قرآن همچنانكه مردم را به مطالعه (( آیات )) خدا دعوت كرده است به نوعى دیگر تفكر نیز دعوت كرده است ؟ اساسا ارزش مطالعه در مخلوقات و آثار آفرینش از نظر كمك به معارفى كه مطلوب قرآن است و در این كتاب بزرگ آسمانى بدانها اشاره یا تصریح شده است چقدر است ؟

حقیقت این است كه میزان كمكى كه مطالعه در آثار آفرینش مى تواند بكند نسبت به مسائلى كه صریحا قرآن كریم آنها را عنوان كرده است اندك است . قرآن مسائلى در الهیات مطرح كرده كه بهیچوجه با مطالعه در طبیعت و خلقت قابل تحقیق نیست .

ارزش مطالعه در آثار آفرینش این قدر است كه به روشنى ثابت مى كند قوه مدبر و حكیم و علیمى جهان را تدبیر مى كند , آئینه بودن جهان از نظر حسى و تجربى همین اندازه است كه طبیعت ماورائى دارد و دست توانا و دانائى كارخانه جهان را مى گرداند .ولى قرآن براى بشر به این اندازه قانع نیست كه بداند دست توانا و دانا و حكیم و علیمى جهان را اداره مى كند , این مطلب درباره سایر كتب آسمانى شاید صدق كند , اما درباره قرآن كه آخرین پیام آسمانى است و مطالب زیادى درباره خدا و ماوراء طبیعت طرح كرده است , بهیچوجه صدق نمى كند .

پی نوشت:
سیرى درنهج البلاغه جلد( صفحه : 51-53)