تبلیغات
شهید مطهر - آثار عقلى و روحى عبادت براى عابدان
آثار عقلى و روحى عبادت براى عابدان
واردات قلبى
قد احیى , عقله و امات نفسه , حتى دق جلیله و لطف غلیظه و برق له لامع كثیر البرق , فابان له الطریق و سلك به السبیل و تدافعته الابواب الى باب السلامه , و ثبتت رجلاه بطمانینه بدنه فى قرار الامن و الراحه بما استعمل قلبه و ارضى ربه (خطبه 218) .

عقل خویش را زنده و نفس خویش را میرانده است , تا آنجا كه ستبرى هاى بدن تبدیل به نازكى و خشونتهاى روح تبدیل به نرمى شده است و برق پر نورى بر قلب او جهیده و راهرا بر او روشن و او را به رهروى سوق داده است , پیوسته از این منزل به آن منزل برده شده است تا به آخرین منزل كه منزل سلامت و بارانداز اقامت است رسیده و پاهایش همراه بدن آرام او در قرارگاه امن و آسایش , ثابت ایستاده است این همه به موجب اینست كه دل و ضمیر خود را به كار گرفته و پروردگار خویش را خوشنود ساخته است .

در این جمله ها چنانكه مى بینیم سخن از زندگى دیگرى است كه زندگى عقل خوانده شده است , سخن از مجاهده و میراندن نفس اماره است , سخن از ریاضت بدن و روح است , سخن از برقى است كه بر اثر مجاهده در دل سالك مى جهد و دنیاى او را روشن مى كند , سخن از منازل و مراحلى است كه یك روح مشتاق و سالك به ترتیب طى مى كند تا به منزل مقصود كه آخرین حد سیر و صعود معنوى بشر است مى رسد : ((یا ایها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقیه )) (سوره انشقاق آیه 84) .

سخن از طمانینه و آرامشى است كه نصیب قلب ناآرام و پراضطراب و پر ظرفیت بشر در نهایت امر مى گردد : الا بذكر الله تطمئن القلوب (سوره رعد آیه 13) .

در خطبه 228 اهتمام این طبقه به زندگى دل چنین توصیف شده است : (( یرون اهل الدنیا لیعظمون موت اجسادهم و هم اشد اعظاما لموت قلوب احیائهم )) (خطبه 228) . اهل دنیا مردن بدن خویش را بزرگ مى شمارند اما آنها براى مردن دل خودشان اهمیت قائل هستند و آن را بزرگتر مى شمارند .

خلسه ها و جذبه هائى كه روحهاى مستعد را مى رباید و بدان سو مى كشد این چنین بیان شده است :

(( صحبوا الدنیا بابدان ارواحها معلقه بالمحل الاعلى )) (1) .
با دنیا و اهل دنیا با بدنهائى معاشرت كردند كه روحهاى آن بدنها به بالاترین جایگاهها پیوسته بود .

(( لولا الاجل الذى كتب لهم لم تستقر ارواحهم فى اجسادهم طرفه عین شوقا الى الثواب و خوفا من العقاب )) (2) . اگر اجل مقدر و محتوم آنها نبود روحهاى آنها در بدنهاشان یك چشم به هم زدن باقى نمى ماند از شدت عشق و شوق به كرامتهاى الهى و خوف از عقوبتهاى او .

(( قد اخلص لله سبحانه فاستخلصه )) (3) .
او خود را و عمل خود را براى خدا خالص كرده است خداوند نیز به لطف و عنایت خاص خویش , او را مخصوص خویش قرار داده است .

علوم افاضى و اشراقى كه در نتیجه تهذیب نفس و طى طریق عبودیت بر قلب سالكان راه سرازیر مى شود و یقین جازمى كه نصیب آنان مى گردد این چنین بیان شده است : (( هجم بهم العلم على حقیقه البصیره و باشروا روح الیقین و استلانوا ما استوعره المترفون و انسوا بما استوحش منه الجاهلون )) (4) .

علمى كه بر پایه بینش كامل است بر قلبهاى آنان هجوم آورده است روح یقین را لمس كرده اند , آنچه بر اهل تنعم سخت و دشوار است بر آنان نرم گشته است و با آن چیزى كه جاهلان از آن دروحشتند انس گرفته اند .

پی نوشت:
سیرى درنهج البلاغه ( صفحه : 93-96)

1 - حكمت 147 .
2 - خطبه 191 .
3 - خطبه 85 .
4 - حكمت 147 .