تبلیغات
شهید مطهر - آثار ثروت اندوزى و زیادى نعمت از دیدگاه على (ع) در نهج البلاغه
آثار ثروت اندوزى و زیادى نعمت از دیدگاه على (ع) در نهج البلاغه
در عصر عثمان جماعتى از یارانش مانند خودش ثروتها اندوختند : زبیر بن العوام خانه اى در بصره بنا كرد كه اكنون در سال 332 ( زمان خود مسعودى است ) هنوز باقى است . و معروف است خانه هایى در مصر , كوفه و اسكندریه بنا كرد , ثروت زبیر بعد از وفات پنجاه هزار دینار پول نقد و هزار اسب و هزارها چیز دیگر بود . خانه اى كه طلحه بن عبدالله در كوفه با گچ و آجر و ساج ساخت هنوز ( در زمان مسعودى ) باقى است و به دار الطلحتین معروف است . عایدات روزانه طلحه از املاكش در عراق هزار دینار بود . در سر طویله او هزار اسب بسته بود . پس از مردنش یك سى و دوم ثروتش هشتاد و چهار هزار دینار برآورد شد .

مسعودى نظیر همین ثروتها را براى زید بن ثابت و یعلى بن امیه و بعضى دیگر مى نویسد .بدیهى است كه ثروتهاى بدین كلانى از زمین نمى جوشد و از آسمان هم نمى ریزد , تا در كنار چنین ثروتهایى فقرهاى موحشى نباشد چنین ثروتها فراهم نمى شود . اینست كه على (ع) در خطبه 127 پس از آنكه مردم را از دنیاپرستى تحذیر مى دهد , مى فرماید : (( و قد اصبحتم فى زمن لا یزداد الخیر فیه الا ادبارا , و لا الشر الا اقبالا و لا الشیطان فى هلاك الناس الا طمعا . فهذا اوان قویت عدته و عمت مكیدته و امكنت فریسته . اضرب بطرفك حیث شئت من الناس فهل تبصر الا فقیرا یكابد فقرا او غنیا بدل نعمه الله كفرا او بخیلا اتخذ البخل بحق الله دفرا او متمردا كان باذنه عن سمع المواعظ و قرا . این خیاركم و صلحاؤكم و این احراركم و سمحاؤكم ؟ و این المتورعون فى مكاسبهم و المتنزهون فى مذاهبهم ؟ )) .

همانا در زمانى هستید كه خیر دائما واپس مى رود , و شر همى به پیش مى آید , و شیطان هر لحظه بیشتر به شما طمع مى بندد . اكنون زمانى است كه تجهیزات شیطان ( وسائل غرور شیطانى ) نیرو گرفته و فریب شیطان در همه جا گسترده شده و شكارش آماده است . نظر كن , هر جا مى خواهى از زندگى مردم را تماشا كن , آیا جز این است كه یا نیازمندى مى بینى كه با فقر خود دست و پنجه نرم مى كند و یا توانگرى كافر نعمت یا ممسكى كه امساك حق خدا را وسیله ثروت اندوزى قرار داده است , و یا سركشى كه گوشش به اندرز بدهكار نیست . كجایند نیكان و شایستگان شما ؟ كجایند آزادمردان و جوانمردان شما , كجایند پارسایان شما در كار و كسب ؟ كجایند پرهیزكاران شما ؟ ... ))

سكر نعمت
امیرالمؤمنین در كلمات خود نكته اى را یاد مى كند كه آن را (( سكر نعمت )) یعنى مستى ناشى از رفاه مى نامد كه به دنبال خود (( بلاى انتقام )) را مى آورد . در خطبه 149 مى فرماید : (( ثم انكم معشر العرب اغراض بلایا قد اقتربت , فاتقوا سكرات النعمه و احذروا بوائق النقمه )) . شما مردم عرب هدف مصائبى هستید كه نزدیك است . همانا از (( مستى هاى نعمت )) بترسید و از بلاى انتقام بهراسید .

آنگاه
على (ع) شرح مفصلى درباره عواقب متسلسل و متداوم این ناهنجاریها ذكر مى كند . در خطبه 185 آینده وخیمى را براى مسلمین پیشگویى مى كند . مى فرماید : (( ذاك حیث تسكرون من غیر شراب بل من النعمه و النعیم )) . آن , در هنگامى است كه شما مست مى گردید , اما نه از باده , بلكه از نعمت و رفاه .

آرى سرازیر شدن نعمتهاى بى حساب به سوى جهان اسلام و تقسیم غیر عادلانه ثروت و تبعیضهاى ناروا , جامعه اسلامى را دچار بیمارى مزمن (( دنیا زدگى )) و (( رفاه زدگى )) كرد .
على (ع) با این جریان كه خطر عظیمى براى جهان اسلام بود و دنباله اش كشیده شد مبارزه مى كرد و كسانى را كه موجب پیدایش این درد مزمن شدند انتقاد مى كرد . خودش در زندگى شخصى و فردى درست در جهت ضد آن زندگى ها عمل مى كرد , هنگامى هم كه به خلافت رسید در صدر برنامه اش مبارزه با همین وضع بود .

وجهه عام سخن مولى
این مقدمه كه گفته شد براى این است كه وجهه خاص سخن امیرالمؤمنین در مورد دنیاپرستى كه متوجه یك پدیده مخصوص اجتماعى آن عصر بود روشن شود . از این وجهه خاص كه بگذریم , بدون شك , وجهه اى عام نیز هست كه اختصاص به آن عصر ندارد , شامل همه عصرها و همه مردم است و جزء اصول تعلیم و تربیت اسلامى است , منطقى است كه از قرآن كریم سرچشمه گرفته و در كلمات رسول خدا و امیرالمؤمنین و سایر ائمه اطهار و اكابر مسلمین تعقیب شده است , این منطق است كه دقیقا باید روشن شود . ما در بحث خود بیشتر متوجه وجهه عام سخن امیرالمؤمنین هستیم , وجهه اى كه از آن وجهه همه مردم در همه زمانها مخاطب على هستند .

پی نوشت:
سیرى درنهج البلاغه ( صفحه : 260-263)