تبلیغات
شهید مطهر - اعتراف ابو بكر بر عدم شایستگى خود براى خلافت اسلامى
اعتراف ابو بكر بر عدم شایستگى خود براى خلافت اسلامى
انتقاد از ابوبكر به صورت خاص در خطبه شقشقیه آمده است و در دو جمله خلاصه شده است :

اول : اینكه او به خوبى مى دانست من از او شایسته ترم و خلافت جامه ایست كه تنها بر اندام من راست مى آید . او با اینكه این را به خوبى مى دانست چرا دست به چنین اقدامى زد , من در دوره خلافت , مانند كسى بودم كه خار در چشم یا استخوان در گلویش بماند : (( اما و الله لقد تقمصها ابن ابى قحافه و انه لیعلم ان محلى منها محل القطب من الرحى )) .به خدا قسم پسر ابو قحافه پیراهن خلافت را به تن كرد در حالى كه خود مى دانست محور این آسیا سنگ منم .

دوم : این است كه چرا خلیفه پس از خود را تعیین كرد خصوصا اینكه او در زمان خلافت خود یك نوبت از مردم خواست كه قرار بیعت را اقاله كنند و او را از نظر تعهدى كه از این جهت بر عهده اش آمده آزاد گذارند , كسى كه در شایستگى خود براى این كار تردید مى كند و از مردم تقاضا مى نماید استعفایش را بپذیرند چگونه است كه خلیفه پس از خود را تعیین مى كند . (( فیا عجبا بینا هو یستقیلها فى حیاته اذ عقدها لاخر بعد وفاته )) .

شگفتا كه ابوبكر از مردم مى خواهد كه در زمان حیاتش او را از تصدى خلافت معاف بدارند و در همان حال زمینه را براى دیگرى بعد از وفات خویش آماده مى سازد . پس از بیان جمله بالا , على (ع) شدیدترین تعبیراتش را درباره دو خلیفه كه ضمنا نشان دهنده ریشه پیوند آنها با یك دیگر است بكار مى برد مى گوید :

(( لشد ما تشطرا ضرعیها )) .
با هم , به قوت و شدت , پستان خلافت را دوشیدند .

ابن ابى الحدید درباره استقاله ( استعفاء ) ابوبكر مى گوید جمله اى به دو صورت مختلف از ابوبكر نقل شده كه در دوره خلافت بر منبر گفته است , برخى به این صورت نقل كرده اند : ولیتكم ولست بخیركم یعنى خلافت بر عهده من گذاشته شد در حالى كه بهترین شما نیستم . اما بسیارى نقل كرده اند كه گفته است : اقیلونى فلست بخیركم , یعنى مرا معاف بدارید كه من بهترین شما نیستم . جمله نهج البلاغه تایید مى كند كه جمله ابوبكر به صورت دوم اداء شده است .

پی نوشت:
سیرى درنهج البلاغه ( صفحه : 159-160)