تبلیغات
شهید مطهر
تاریخ : یکشنبه 12 بهمن 1393 | 12:41 ب.ظ | نویسنده : مستور
مطهری کیست؟
در ضمن اسناد و نوشته‏ ها و گزارش‏ های بسیاری از مأموران ساواک، آن‏جا که از ضرورت آشنایی با شخصیت و افکار و اندیشه‏ های استاد مطهری صحبت شده، از ایشان با این عبارات یاد می‏ شود: «برابر سوابق موجود، نام‏برده بالا [استاد مطهری] یکی از روحانیون افراطی... می‏ باشد که در جریان پانزده خرداد 42، به اتهام اقدام علیه امنیت کشور دستگیر و به مدت چهل روز بازداشت بوده است. یاد شده فوق، از آن پس همواره درصدد بوده که در فرصت‏ های مقتضی، اقداماتی بر علیه امنیت کشور دنبال نماید. مشارالیه از سال 42 تاکنون، متناوباً در جلسات مذهبیِ مختلف در تهران و شهرستان‏ها، مطالب تحری ک‏آمیز، گمراه کننده و اهانت آمیزی را در لفاف مسایل مذهبی و تاریخ اسلام بیان کرده و می‏نماید. از جمله اقدامات مشارالیه آن است که در سال 49، فعالیت دامنه داری را آغاز نمود تا ضمن افتتاح یک حساب بانکی و به دنبال تبلیغات مفصل در بالای منبر، از بین عناصر متعصب مذهبی، وجوهی را جهت کمک به فلسطینی‏ ها جمع ‏آوری کند».

جلوگیری از فراموشی نهضت اسلامی

پس از جریانات پانزدهم خرداد و به زندان افتادن استاد مطهری و آزادی ایشان، آن شهید نه تنها در ادامه دادن راه مبارزه کوتاه نمی‏
آید، بلکه مصمم ‏تر از همیشه، این راه را پی می‏گیرد. ایشان می‏ کوشد ضمن آشناسازی مردم به وظایف دینی و اجتماعی‏ شان، از به فراموشی سپرده شدن رهبران در بند نهضت، به ویژه امام خمینی رحمه‏ الله جلوگیری به عمل آورد. شهید مطهری در بهمن ماه سال 1342، در مسجد هدایت در این باره می‏ گوید: «باید از امر به معروف و نهی از منکر کوتاهی ننماییم. باید از برادران دینی خود بخواهیم و به ایشان بگوییم که چه باید بکنند تا این که بتوانند از حقوق خود دفاع نمایند.... ما مسلمانان، باید رهبران واقعی خود را بشناسیم و بدانیم که چه شخصی در راه سربلندی اسلام و قرآن کوشش می‏نماید و باید کسانی که فرمان خدای بزرگ را کفر می‏دانند و برای آمال دنیوی خود قرآن و دین اسلام را لگد مال می‏ کنند، از بین خود طرد نماییم. اکنون نیز وقت باقی و کار از کار نگذشته. همه یک دل و یک زبان می ‏توانیم نیّات اسلام را برآورده سازیم و همه برای خلاصی رهبران بزرگ اسلام کوشش نماییم».

روشنگری در حال مبارزه
شهید مطهری، از اندیشمندانی بود که در کنار مبارزه با دشمن، از روشنگری و آموزش مردم و آشناسازی آن‏ها با معارف اسلامی و هدایت اخلاقی مردم غافل نمی‏ شد. به شهادت اسناد، اغلب سخنرانی‏ های ایشان، به یکی از این دو یا هر دو مقوله می‏ پرداخت.

به عنوان نمونه، در یکی از اسناد ساواک آمده است: «آقای مرتضی مطهری، استاد دانشگاه، تحت عنوان انسانیت در مکتب علی، صحبت و در موارد آزاد ساختن خود از قید و بند نفس صحبت کرده و می‏گفت: استعمارگران غربی می‏ کوشند تا ما را در قید و بند اسارت نفس خود نگه داشته و حس آزادی خواهی و آزادی‏ طلبی را از ما سلب کنند. او پس از گفتن مطالبی، دانشجویان را به پاکی و دین‏داری دعوت نمود».

در یک مورد دیگر در گزارش ساواک آمده است: «مرتضی مطهری، در حسینیه (ارشاد )حاضر شد و درباره ی اتحاد و یگانگی مسلمانان صحبت نمود و در پایان، اظهار داشت رؤسای جمهوری اسبق آمریکا، سعی داشتند بین کشورهای اسلامی اختلاف اندازند و گفته بودند مسلمانان باید روی ملیّت تکیه کنند، نه روی ایمان. همین موضوع ضربه بزرگی به اسلام و اسلامیان وارد کرد».

ساواک و شهید مطهری
در گزارشی از ساواک، پس از اشاره به فعالیت‏های مختلف استاد مطهری، به عنوان پیشنهاد و نتیجه ی بررسی‏ های فراوان آمده است: «نتیجه ی حاصله از تجزیه و تحلیل اقدامات شیخ مرتضی مطهری، حاکی از آن است که یاد شده، از سال 42 تاکنون، همواره درصدد آن بوده که به انحای مختلف و با زیرکی خاص، به اقدامات روحانیون افراطی در مخالفت با رژیم دامن زده و ضمن سخنرانی‏ های خلاف و از طریق فعالیت‏های جنبی، از جمله تألیف کتاب، عناصر متعصب مذهبی را نسبت به رژیم و انقلاب سفید، هرچه بیش‏تر بدبین نموده، و آنان را به سوی فعالیت‏های ضدامنیتی سوق دهد. پس از جلوگیری از تشکیل جلسات حسینیه ارشاد که قریب به اتفاق شرکت کنندگان آن دانشجویان دانشگاه ‏ها و مدارس عالی بودند، مشار الیه تصمیم گرفته که به سم‏پاشی‏ های خود در بالای منبر ادامه دهد و به این ترتیب، اگر این امکان را نداشت که دانشجویان را به حسینیه ی ارشاد بکشد، خود به دیدن آن‏ها رفت و از آن پس، با برنامه ‏ای پی‏گیر، در جلساتی که در مساجد و نمازخانه‏ های دانشگاه‏ها و مدارس عالی برقرار می‏ گردید، جهت دانشجویان این مراکز سخنرانی کرده است تا بتواند اقدامات سوء خود را دنبال نماید».

نقش ایمان در حفظ استقلال
از آن‏جا که رژیم شاه وابسته به سردمداران سرمایه ‏داری و استعمارگران بود، از سخنرانی‏ های روشنگرانه استاد مطهری در افشای ماهیت و نقشه‏ های استعمارگران و ترفندهای مختلف آن‏ها، بسیار نگران و بیم‏ناک می ‏شد. این نگرانی، در بسیاری از گزارش ‏های ساواک مشهود است. در سندی، از سخنرانی استاد مطهری در مسجد هدایت گزارشی تهیه شده و این موضوع به روشنی در آن به چشم می ‏خورد: «شیخ مرتضی مطهری بالای منبر رفت و درباره ی توبه و ایمان به خدا صحبت کرد و گفت که باید از ایمان مثل جواهر مواظبت نمود. اگر غرب صنعت و پول دارد، کشور ما هم معنویات دارد. شما جوان‏ها فکر می‏ کنید خارجیان فقط در فکر بردن نفت و ذخایر زیرزمینی ما هستند، اما آن‏ها با معنویت شما نیز سر و کار دارند. وقتی که ملتی ایمان نداشته باشد، غالب شدن بر آن ملت آسان است و سپس درباره ی علت شکست اسپانیای مسلمان که بر اثر عیاشی ملت اسپانیا در زمان قدیم به وقوع پیوست، صحبت کرد».



طبقه بندی: حکایت،
برچسب ها: شهید مطهری، اسناد ساواك، نقش ایمان،

یک مساله که خاطره ای است برای من از خاطراتی که با استاد داشتیم دراینجا ذکر می کنم. می دانید که از سال 50 تا سال 57 از لحاظ فکری سالهای پر بحرانی برای مردم و سالهای نگران کننده ای بر ای افرادی مثل ایشان بود.مجاهدین خلق در صحنه بودند و افکار انحرافی داشتند. معمولا در بعضی موارد آنها محور هم بودند و این باعث شده بود که خیلی از جوانها حالت انحرافی پیدا کنند و ایشان خیلی نگران بودند از طرفی چون من هم در میدان بودم ایشان نگران بودند که مبادا من هم طرز تفکر انحرافی پیدا کنم.

یک بار وقتی که من از زندان آزاد شدم ایشان جمله از من شنیده بود که ومن در یک بحث که با سران مجاهدین داشتیم موقعی که آنها رسما اعلام مواضع مارکسیستی کردند گفته بودم آنها مواقعی که دیدند ما دیگر آنها را تایید نمی کنیم پیش ما آمدند و گفتند : مگر شما ضد شاه نیستید؟ گفتیم : چرا. گفتند مگر شما ضد استثمار نیتسید؟ گفتیم چرا. گفتند خوب ما داریم علیه استثمار شاه می جنگیم و شما هم باید ما را تایید کنید. من گفتم ما با آن ضد استثماری که خدا نداشته باشد موافق نیستیمو ارزشی برای آن قائل نیستیم ما آن حرکت ضد استثماری و ضد شاهی را می پسندیم که در سایه تعلیمات الهی و با قبول خدا باشد و باز تعبیری که به آنها گفتم این بود که : ما هیچوقت مبارزه نمی کنیم که شاه برود و جایش استالین بیاید. با کسی هم که مبارزه کند تا استالین را به جای شاه بگذارد مبارزه می کنیم.

وقتی مرحوم مطهری این جمله را شنیده بودند خیلی خوشحال شده بودند و وقتی که من از زندان آزاد شدم ایشان به من گفتند که وقتی من شنیدم که تو این جمله را با صراحت گفته ای، دیگر خاطرم جمع شد که کسانی هستند که جلوی انحراف فکری را بگیرند.



طبقه بندی: خاطرات،
برچسب ها: شهید مطهری، هاشمی رفسنجانی، افکار انحرافی،

تعداد کل صفحات : 40 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...